زهر مار

به خاک سیاه می کشونی منو، داری زیر این زندگی

میزنی
حنای تو رنگی نداره برام، خودت و به موش مردگی میزنی

دیونه خودت و به اون را نزن، ببین عشق تو کار و بارم شده
از اون روزی که قهر کردی باهام، ببین زندگی زهر مارم

شده

فراموش کردی تو این رابطه، چقد بحث و دعوا و جنگ داشتیم
ما هر دو برای رسیدن به هم، چقد سختی و دنگ و فنگ داشتیم
اگر هیچ ریگی تو کفش تو نیست، به سینه ام چرا دست رد میزنی
چرا اینجوری هل برت داشته، به بخت دو تا مون لگد میزنی
تو گوشت بدهکار حرفام نیست، بذار آش این رابطه شور شه
من هرچی دویدم ازم دور شد، بذار تا می تونه ازم دور
شه

 

از وقتی که رفتی دیگه
روی لبام لبخند نیست
برای بر گردوندنت
دستم به جایی بند نیست

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

104
۴
۲

  • زیبا بود و دلنشین
  • سلام محمد جان لایک /// داری زیر این زندگی میزنی (زیر زندگی زدن )برام ملموس نیست و تا به حال این اصطلاح رو نشنیدم // معمولن میگن پشت پا میزنی///به سینه م چرا دست....بهتر بود میگفتی به قلبم هر دو یه معنی رو میده منتها قلب مصطلح تره ///تو این ترانه ت ترجیع بند هم اوردی /// لذت بردم ...روزو شبت پر از ترانه
    • درود بر شما آقای عباسی ،نکته اولی که فرمودید (زیر زندگی زدن)منظورم این بود(زیر حرف زدن،یا زیر کاسه و کوزه زدن)ولی حق با شما است ضعف تألیف داره و منظور رو به صورت کامل نمی رسونه قطعا فرمایش شما کاملا درسته،مانا و پیروز باشید