ترانه

اصرار

جایی که اصلاً فک(ر) نمی‌کردم
پشتم رو خالی کردی و رفتی…
با کوله‌باری که رو دوشت بود
گفتی که برمی‌گردی و رفتی…

ای کاش ممکن بود اسمت رو
از خاطراتم پاک می‌کردم
هرچی که بین ما دو تا بوده
ای کاش می‌شد خاک می‌کردم

این درد
احساس این مردو فلج کرده
این دل باهام بدجوری بد کرده
ببین پر از اصراره برگردی
این مرد
هنوز با خاطرات تو زِندس
تنها امیدش توی آیندس
که باز یه روز دوباره برگردی

تنهایه درد از تو توو سینم هست
که حرفامو نشنیدی و رفتی
من از غرور لعنتیم گفتم
نشنیدی و خندیدی و رفتی

این درد
احساس این مردو فلج کرده
این دل باهام بدجوری لج کرده
ببین پر از اصراره برگردی
این مرد
هنوز با خاطرات تو زندس
تنها امیدش توی آیندس
که باز یه روز دوباره برگردی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

154
۱
۱

درباره‌ی زهرا شادباش

زهرا شادباش هستم متولد ۹دی ۷۵، ترانه می نویسم و آموزگار پایه سوم ابتدایی هستم، دوساله ترانه می نویسم و ترانه رو ملودی هم کار می کنم ، آثارم در چند مجموعه کتاب به چاپ رسیده و ۳ کار در حال پخش دارم.

  • سلام و درود خانم شاد باش کار خوبی و از تون خوندم فقط این تغییر وزن و قالب که ازش تو ترجیع استفاده کردید به نظرم می تونست بهتر و پخته تر و با پرداختی جذاب تر استفاده بشه ... مانا و پیروز باشید