نبینم

نبینم

نبینم ،خم بیاد به ابروهات نبینم ،سفید بشه تار موهات نبینم ،غصه بشینه تو دلت خیس بشه چشای خوشگلت نبینم ،ی گوشه ای کز کنی تو نبودم به کسی تکیه کنی چشمای من فقط تو رو میبینه تو همونی که به دلم میشینه هیچ کس نتونست مثل تو بشه حریف این روزای سخت تو بشه هیچ کس نمیفهمه چه حالی داری چه دردو چه غم هاییی داری

نویسنده :فاطمه سادات جهانی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

115
۱

درباره‌ی فاطمه سادات جهانی

من فاطمه سادات جهانی متولد ۸/۹/۱۳۷۵ در شهر تهران متاهل و دارای یک فرزند لیسانس نقشه کشی صنعتی را دارم و ۱۰ ساله که شعر مینویسم و ۱ ساله که بخاطر حمایت دوستانم شروع کردم به تمرکز و تلاش بیشتر برای موفق شدن کلاس نرفتم و تمامی نوشته ها خودم مینویسم بدون اینکه چیزی اموخته باشم و من شعرو بیان تمام حرف هایی میدانم که مقدار کمی از انها را به زبان میاوریم