یه دیوونه‌ی عاقل بود | توی تنهاییِ نابش

دیوونه‌ی عاقل

همیشه گوشه‌ی کافه کنار پنجره جاش بود یه فنجون قهوه می‌خورد و یه کافه محو چشماش بود

چقدر آروم و ساکت بود
شبیه حوضِ بی ماهی
چه حس خوبی داشت وقتی
نگام می‌کرد هَرزگاهی

⁦🎵

همیشه گوشه‌ی کافه
کنار پنجره جاش بود
یه فنجون قهوه می‌خورد و
یه کافه محو چشماش بود

🎵

حواسم پرت چشماش شد
نگام کرد و دلم لرزید
چقد عشقش به احساسِ
خوشِ آزادی می‌ارزید

#فاطمه_سپید

 

پ.ن: ادامه ترانه به دلیل جلوگیری از سرقت ادبی مجدد، حذف شد…

استفاده از این ترانه، بدون اجازه‌ی رسمی و کتبی از شخص من(فاطمه سپید) کاملا غیرقانونی بوده و پیگیری قضایی می‌شود.

ممنون که همراهید🌼💙

 

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

211
۸