قصه تلخ

قصه تلخ

این غصه شروع  قصه این درد است
بغضی که نشسته در گلویم سرد است
بعد از تو چگونه میشود این آدم
هر شب به سکوت نشسته در این ماتم
این را همه شهر بدان فهمیدند
هر روز برای رفتنت خندیدند
انگار زمان زنده به گورم کرده
لعنت به کسی که از تو دورم کرده
در طالع من قسمت و تقدیر این بود
تنهایی من یک اثر غمگین بود

بعد از تو چگونه میشود این آدم
هر شب به سکوت نشسته در این ماتم
#مرتضی_خورشیدی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

92