هم نفس

هم نفس

اومدی ای هم نفس که نمیره باورم

امید:
اومدی ای هم نفس
که نمیره باورم
که بگیری دستمو
تو شب درد آورم
تو میتونی قلبمو
به همه نشون بدی
به رگ ترانه هام
قطره قطره خون بدی
با صدای قلب من
ای که آشنا تویی
تو گلوی خالیه
شعر من صدا تویی
تویی آخرین امید
واسه قلب بی قرار
واژه های روشنو
باز به یاد من بیار
منو تو آیینه ی
لحظه ها نشون بده
تو به قلبم کوچه ای
سمت کهکشون بده
امید پردلی

125
۶
۲

  • درود امید عزیز ترانه رو خوندم و لذت بردم سبز بمانی
  • درود جناب پردلی معلومه همینجور شعر از احساستون میباره و کارتون بلد هستید میتونم بپرسم تحصیلاتتون در رشته ادبیات هست یا کلاسی شرکت کردید یا مطالعات شخصی و تجربه داشتید؟ازنظر وزن و قافیه و اصول کلی ترانه عالی مینویسید فقط بقول دوستان بروزتر باشه قابل اجراتر میشه و جای امثال شما هم توی موسیقیمون خالیه و متاسفانه کسایی بالا اومدن که نه استعدادی دارن نه از شعر چیزی میفهمن کاش برای همه سلیقه ها ترانه میساختن. مسلما سلیقه یک ادیب با یک نوجوان و یا جوان متفاوته و تنوع ترانه خیلی کمه و اهنگسازها فقط ترانه های خاصی میپسندن و جای سبک های مختلف خالیه
    • درود من تاریخ ادیان خواندم کم و بیش اهل مطالعات فلسفی و تاریخیم شعر میراثمه از نوجوانی به حالت کلاسیک گفتم نوزده سالگی رفتم انجمن های ادبی کرمان شعر آرش کمانگیر کسرایی منو به سمت شعر نیمایی سوق داد و خیلی زود سپید که اندازه یه کتاب واسه چاپ دارم عمر ترانه سراییمم همین قدره اما سالها درش وقفه ایجاد شده تا با خانم ربانی آشنا شدم و باز شوق سرودن ترانه به قول خودمون خیلی پرچنگی کردم ممنون از توجهتون
  • درود برشما جناب پردلی موفق باشید