سوختن و ساختن

وقتی از زندگی زندون می مونه
دل خسته تن بی جون می مونه
رمقی دیگه برای گله نیست
حس نمی‌مونه دیگه حوصله نیست
روزا ،تلخ و تند جلوت رژه میرن
خِفتِتُ نَحسیا هر جا میگیرن
یه جا باید دست رو زانوت بذاری
با تموم خستگی کم نیاری
یه روزی تو این روزای بی امید
میبینی تَحَمُلِت بسر رسید
دیگه پامیشی نه انگار که تویی
یکی دیگه ای یه آدم نویی
دوتا منظره جلو چشات میاد
مرگ و زندگی ؟ دل تو چی میخواد!

آخره خطه
دیگه پیاده شو
فرصتی نمونده
زود آماده شو

یاد بگیر آخرِ دردُ ‌بنویس
واژه ی سخت نبردُ بنویس

بگو پامیشم می‌جنگم
واسه زنده‌ بودنم
بُردوباخت داره
ولی فکر ِ بَرنده بودنم‌

بسه سوختن مثه هیزم
تو ی شعله ی سکوت

بسه باختن بسه ساختن
با یه قُوتِ لایَموُت

یاد بگیر آخرِ دردُ‌ بنویس
واژه ی سخت نبردُ بنویس

یاد بده که پهلوونا میتونن
خوب بجنگن خوب بمیرن ؛ بمونن!

189
۳
۲

  • سلام خانوم ربانی عزیز یاد قدیما بخیر مضمون ترانه تون رو دوست داشتم .اینکه تو این اوضاع احوال کسی بتونه امیدرو به جامعه تزریق کنه خیلی خوبه . فقط یه سری واژه هست که بااونها مشکل دارم مثل خفت،قوت لایموت، و این مصرع هم بگو پامیشیم می‌جنگم یه ادیت کوچولو میخواد بگو پا میشیم اول شخص جمع و میجنگم اول شخص مفرد و با شناختی که از شما دارم احتمالن از دستتون در رفته .بگو پا میشم میجنگم. لایک
    • سلام برشما جناب عباسی عزیزممنونم از حضورومحبتتون بله اون مصرع رو الان که گفتین دیدم در تایپ اشتباه شده و اصلاحش میکنم در مورد واژگانی که فرمودین من چون تصویر مورد نظرم واقعا خفت گیری بود به این ترتیب که انگار روزهای نحس در کمین ومنتظرن که به ما حمله کنند عبارت دیگری رو گویا نمی‌دیدم همینطور قوت لایموت که یک اصطلاح از زندگی بخور نمیره و فکر نکنم جایگزینی باشه که بتونه هجوم غیر منتظره و قلدرانه ی روزهایی که حامل اتفاقات بد هستند رو به سرعت و شدتی که عبارت خفتگیری انتقال میده بتونه منتقل کنه ولی رو مواردی که فرمودین بازم فکر میکنم سپاسگزارم از لطفتون
  • درود و آفرین