تنهایی

تنهایی آدمو داغون میکنه آدم عاقل مجنون میکنه

من و تنهایی و فکرای عجیب
میون این همه آدم غریب
شیشه عمر خوشیم شکسته شد
دلم از آدم و عالم خسته شد
شب و خاموشی و بغضای دلم
به کی از این همه غصه ها بگم
شب و روز آی شب و روز آی شب و روز
نمیخوام بسازی با دلم، بسوز
پینه دوز آی پینه دوز آی پینه دوز
زمین و زمان و باز به هم بدوز
بدوز این قلب شکسته منو
بدوز این بالای بسته منو
من همون پرنده آسمونم
من همونم که براتون میخونم
تنهایی برای من خیلی بده
ریشه خوشیامو از ته زده
تنهایی آدمو داغون میکنه
آدم عاقل و مجنون میکنه

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

94
۱

درباره‌ی زهره مفتحی

ای موج پر از شور که بر سنگ سرت خورد برخیز فدای سرت انگار نه انگار خودم را شاعر میدانم چون بیست و چند سال از عمر سی ساله ام وقف شعر بوده و شعر آشناترین من است. نزدیک ده سال است شعر هایم در سایت شعر نو به گوش هم ذوق های من می‌رسد. افتخار میکنم. درشب های شعر و مشاعرات رسمی بسیاری حضور داشتم از جمله در حضور دکتر آذر. بزرگترین افتخارم در زندگی عشق به شعر است.