باخت بعدی

باخت بعدی

دیوونه بودم که فکر میکردم
شبیه من باشه آرزوهاش
نفهمیدم که فاصله داره
با من تمومه خوابشو رویاش

میخواستم هر شب بغل بگیرم
احساسی که پای عشق میذاره
مثه یه ماری که توو چشمنزار
از بوی پونه تا صبح بیداره

زخمامو پشت خنده کشیدم
تا که نفهمه چه دردی دارم
من زندگیمو باختم یه عمره
جا واسه باخت بعدی ندارم

سر روی دوش کی من بذارم
که گریه هامو اصن نبینه
این شعرو گفتم تا که بدونی
شاعر همیشه حالش همینه

#بهزاد_صنعتی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

130
۴
۱