سایه بون غرور

سایه بون غرور

ظاهرت پر از فریبه شعر من با تو غریبه نزار این جنون قلبم توی دست تو بمیره،

قلب صاف و ساده ی من پر از احساس جنونه
عشقه تو یه کاری کرده که بی تو زنده نمونه

ظاهرت پر از فریبه
شعر من با تو غریبه
نزار این جنون قلبم
توی دست تو بمیره

حرف من پر از گلایه
ساده و چه بی غروره
اما تو میون حرفات
دورویی ازت می باره

اشتباه من همونجا بود ندیدم آسمون
دیده من عاشق شدم دنیارو ابری کرده بود
قلب سوختم که پی یه سایه بون خالی بود
سایه بون عشقتو مرهم زخماش کرده بود

زیر سایه تو بودم همه ی ثانیه ها
آسمون دلش گرفت ؛ بارید روی سایه بونا
همه ترانه هام تصویری از خاطره هاست
زخم کهنمم شده ؛ تازه توی باقی راه
آسمون دلش گرفت وقتی که دید بجای ماه
دل من سمت یه نوره اومده از یه نگاه

قلب صافو ساده من پر از احساس جنونه
بزارین سکوت حرفام توی گوش تو بمونه

ظاهرت پر از فریبه
شعر من با تو غریبه
نزارین جنون قلبم
توی دست تو بمیره

جمله هات از روی کبره
باری از حس غروره
نزارین زخم زبونات
روی قلب من بمونه

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

85