حوا پشیمونه،آدم اون آدم نیست..

وقتی فرو رفتم تو دنیای خودم یعنی
تو زندگیم اونی که میخواستم رو گم کردم
حرمت نگه دارین و نزدیکم نشید مردم
این حالتم رو دوست دارم بر نمیگردم…

آرامشم جایی بجز بین شما،،،،اونجاست
اون دورترهایی که هیچ کس پا نمیزاره
از این کلافه م،وقت همدردی کسی نیست و
تو خلوتم،هیچ کس منو…تنها نمیزاره

دنیا شکنجه ست،غم شکنجه ست،زندگی زندون
از این همه آدم نمایی دل چه بیزاره
حق دارم از دست شما شاکی بشم یا نه؟
هر اعتراضی،همردیف چوبه ی داره؟؟

دارم تقاص چی رو پس میدم خدایا هان؟
میبینی ما رو؟اونقَدر بالای بالایی؟؟
اینجا همه چشم طمع دارن به همدیگه
ای خوشبحالت اینقَدر تنهای تنهایی

 

دیگه تمومش کن،این قصه ی شوم و
قصه ی این قلبِ،از عشق محروم و
تقاص یک سیب،قرمز جهنم نیست…
حوا پشیمونه،آدم اون آدم نیست..

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

81
۲
۱

  • درود برشما جناب آدینه ی عزیز چقدر خوشحالم باز یک اثر عالی از جنابعالی میخونم خیلی دلتنگ حضورتون بودیم بسیار لذت بردم از خوندن اثرزیباتون لایک منتظر آثار دیگرتونم هستم موفق باشید
  • درود آخرش چرا ریتم عوض شد ترانه با حالی سرودید خود من گاهی که میخوام تنها باشم نمیخوام کسی پا رو تنهاییم بذاره حق تنهایی از حقوق اصلی هر فردیه که در منشور حقوق بشر نیست