ای قاتل....

ای قاتل…

ای پشت لب، یک خال زیبا
ای مو پریشان تر، ز لیلا
در راه عشقت، ای پریرو
من میزنم، دل را به دریا

ای وای، ایوای از نگاهت
شب مانده در، چشم سیاهت
ماه از تو زیبایی گرفته
وا مانده ماه، ازین شباهت

ای قاتل،
کشتی دل مرا، چه آسان
من خود به پایت میدهم جان
گفتی ندارد عشق، تاوان

ای قاتل
مردن به دستان تو زیباست
در راه عشقت، مرگ، رویاست
این قصه ی، مجنون و لیلاست

یلدا چه کوتا شد، ز گیسویت
جادوگری، با چشم آهویت
من را برانی از خودت، زیبا
صد بار دیگر، میروم سویت

عشق تو می ارزد بجان من
زیبای من، دردت بجان من
من دوستت دارم که میگویم
هر بار می‌گیرد، زبان من

ای قاتل،،
کشتی دل مرا چه آسان
من خود، بپایت میدهم جان
گفتی ندارد عشق، تاوان

ای قاتل،،
مردن به دستان تو زیباست
در راه عشقت مرگ، رویاست
این قصه ی، مجنون و لیلاست

از این نویسنده بیشتر بخوانید: