زنجیر

زنجیر

شبا رو خواب و بیدار و توی گرداب هذیونم
به چشمای مث لوتم یه دریا اشک مدیونم
کجا چیزی ازم کم شد؟کجااول منو دیدی؟
کجای قصه خوابم برد؟که تو قاپمو دزدیدی؟
توی رویای مرموزم چشای تو یه مردابه
که غرقم میکنه شبها و تا فردا نمیخوابه
نبودی اوج کابوسم سقوط از بال ابرا بود
ولی حالا اسیرم تو دل رویای مه آلود
یه شب خواب بهشتودیدم و رویا چراغون بود
ولی کابوس عشقت واسه من شیرینتر از اون بود
دلم میگیره از اینکه چرا دیوونه ی دردم
تنم آزاده و هر دم پی زنجیر میگردم
کویر دل من خشک و پر از بذرای ای کاشه
میخوام گیس سیاه تو طناب دار من باشه

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

85