رو به روی من نشستی

رو به روی من نشستی

روبه روی من نشستی غرق در واژه ی ابهام

امید:
رو به روی من نشستی
غرق در واژه ی ابهام
میشه از چشام بخونی
شعر تنها تو رو میخوام
تو نگام هرچی سواله
تو نگاه تو جوابه
همه تشنگیه با من
دیدنت چشمه ی آبه
تو واسم همه غروری
پیش تو گریه که بد نیست
جز رو شونه ی تو چشمام
گریه کردنو بلد نیست
همه ی خسته دلیهام
با نوازش تو میره
به هوای آب ودونست
مرغ دل اگه اسیره
کمکم کن تا بتونم
این ترانه رو بسازم
واسه من برگ برندست
که تو جنگ تو ببازم
اگه بال آرزوهام
کنج این قفس شکسته
قفل فولادین حسرت
در لحظه هامو بسته
تو میتونی منو از این
همه شب مرگی بگیری
باغ امیدمو از این
همه بی برگی بگیری
امید پردلی

39