دل من مثل یه ماهی

دل من مثل یه ماهی

دل من مثل یه ماهی ماهی غرق غم تو

دل من مثل یه ماهی
ماهی غرق غم تو
مثل برده ای که مونده
زیر بار ستم تو
دل من ای دل خسته
از همه دنیا فراری
دل من یه رود خونه
توی رگهای تو جاری
پر گریه بود چشمام
شونه هامو پس کشیدم
در هوای رفتن تو
چه جوری نفس کشیدم؟
با سکوتم هم صدا شد
کوچه ای که غم گرفته
پشت هر پنجره گفتم
آدما دلم گرفته
تنها تکیه گاه من شد
دل از زمانه خسته
حال من حال پرندست
که یکی پراشو بسته
تو که دستات یه کلیده
قفل دل تنگی رو واکن
پشت رخوت دقایق
تو بیا منو صدا کن
امید پردلی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

128