پنجره

از این پنجره بیزارم از این قاب تکراری مسخره این شهر تنها نمیخوام ببینم بی تو میترسم از این منظره

از این پنجره بیزارم
از این قاب تکراری مسخره
دیگه این شهرُ نمیخوام ببینم
بی تو میترسم از این منظره

از این پنجره بیزارم
این تصویرمبهم ، شهر آلوده
روزای بارونی، وقتای دلتنگیم
هرگوشه ی شهر تورو نشون میده

هربار که از پنجره، شهرُ تماشا میکنم
یه شهر زیر پامه و تورو تمنا میکنم
تو به تموم آدمای شهر میارزی برام
نیستی کنارمو یه عمر تورو تقاضا میکنم

غروبا که دلم، تورو بهونه میکنه
باز یاد رفتنت ، منو دیوونه میکنه
خونه ی بدون تو، مثل یه زندونه برام
غم به خاطرات تو،منو روونه میکنه

یروز این پنجره رو برمیدارم
قاب عکساتو رو دیوار میزارم
خیلی سخته دیدن شهر بدون تو
بجای پنجره ها بی تو، دیوار میزارم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

90