دوری

اشکای چشمای من خشک نمیشن تموم دنیای من آواره اگه دست از سر من برداری حتی فکرشم برام آزاره

اشکای چشمای من خشک نمیشن
تموم دنیای من آواره
اگه دست از سر من برداری
حتی فکرشم برام آزاره

دیگه دستای منو نمیگیری
شونه هام آغوشتو کم داره
نمیگی دوباره دوسِت دارم
دل من از این سکوت بیزاره

بی تو این شبای من صبح نمیشن
بوسه های منتظر خسته میشن
اگه این دوری بمونه بینمون
تا قیامت این چشام بسته میشن

دل من دوریت باور نداره
به نبودن تو عادت نداره
اگه تو رو دل من پابزاری
این دل دیوونه طاقت نداره

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

182