شروع تازه

تو هوای سرد و تاریکه ِ سیاه کوچمون
یکی تنهایی نشسته زیر ِ دیواره گلی
کسی که از غصه خوابش برده و
بد جوری لگد زده به زندگی
کسی که تمومه حرفای دلش ،
توی قطره های اشکش گم شده
کسی که خاطره های امشبش
نفسهای سرد ِشن تا صبح شده
تو همین کوچه ی تاریک میشینم کنار تو ، میخونم برای تو
ای مرد ِ تنها تو که از زندگی سیری
بیا برگرد و بزن لگد به غم ها
و تو پرواز و شروع کن با یه زندگیه تازه
که سر قصه ی این زندگیا خیلی درازه …

از این نویسنده بیشتر بخوانید: