اعتراف شیرین

با من اینجوری نباش دیوونه

وسعتِ عشقِ منو باور کن

من و تو قصه ی شمع و خورشید

یه کمی هم با منِ کم سر کن

مثل لبخند یه گل تو مرداب

عشقِ تو زمزمه ی امیده

کوچه باغِ بکرِ توو آغوشت

تا همیشه بوی بارون میده

حسِ من وقتی به چشمات خیرم

حسِ خوبِ سمتِ دریا رفتن

نفست جنسِ هوای تازس

پنجره ها خوب تو رو میشناسن

مثل تو کجای این دنیا هست

اگه از تو بگذرم دیوونم

خبر از مرگ خودش کی داره

ولی من این لحظه رو میدونم!

تو به عاشقانه هام شک داری

من به کافی بودنِ احساسم

سخته ثابت کردنش باور کن

که هزار ساله تو رو میشنام

پای عشقِ تو بمیرم زندم

آرزوی منِ عاشق اینه

من کمم برای تو میدونم

چقد اعترافِ من شیرینه

#واو_الف

از این نویسنده بیشتر بخوانید: