فصل نو

این خانه بعد از تو چه حرفا داشت

***فصل نو ***

این خانه بعد از توچه حرفا داشت
باران بعد از تو چه معنا داشت
دنیای بعد از تو یه جورایی
از آرزوهایم مرا وا داشت
چیزی به غیر از تومیان این
دلتنگیای من مگر جا داشت
آن مرد افسرده کنار تو
احساس زیبایی به دنیا داشت
غرق نگاهت میشدم از بس
چشمان زیبایت معما داشت
بعد از تو فصلی نو شکوفا شد
فصلی که دائم سوز و سرما داشت
شهریوری بودی که در پاییز
آبان همیشه با تو گرما داشت
رفتی نگفتی که فلانی هم
بی من مگر امروز و فردا داشت
یا حجمی از تنهایی بی رحم
بی من به پهنای یه دریا داشت
آن کس که تو دیوانه اش خواندی
دیوانه بعد ازتو مگر نا داشت?
آنکه تو را یک خواب و رویا دید
بعد ازتو نه خواب و نه رویا داشت
عاشق شدن اخر مگر انقدر
چون و چرا اما اگرها داشت?
پس کو کجا رفت آنکه میگفتش
مرغش فقط در عشق،یک پا داشت?
یعنی چه آمد بر سر آنکه
سهم عجیبی از دل ما داشت?

از این نویسنده بیشتر بخوانید: