بهونه

بهونه

 

یه بار دیگه خونه رو
با خنده هات آشنا کن
به قاب خسته ی دیوار
یه بار دیگه نگا کن

نذار که تنها بمونم
با رویا های پوشالی
یه کاری کن شبای تار
از عشق تو نشن خالی

تا وقتی که پیشم بودی
اینجوری احوالم نبود
هوای اینجا سنگین و
غصه ای توو فالم نبود

تا وقتی که پیشم بودی
مردی بودم عاشق پیشه
دستای تو توو دست من
آغوشی می خواس همیشه

یه جوری رفتی که چشام
اشکو به من هدیه دادند
بهونه دادی دستشون
یه منتظر به راه شدند

به لب رسوندن جونمو
از تو می خوان(د) هی یه نشون
بیا یه قطره از امید
توو این دو تا چش(م) بچکون

از این نویسنده بیشتر بخوانید: