بدحرکاتی

ترانه بد حرکاتی

حال و حوصله ی هیشکی و ندارم
من دور تا دورِ خودم قفس کشیدم
یکی توُ قلبم بوده که دیگه نیستش
داغونم و از زندگیم دس کشیدم

شبام سحر میشه با خاطراتِ تو
بدون من با کی میگی و میخندی
ای کاش بشه ورق دوباره برگرده
ای کاش نمیرفتی و دل نمیکندی

*سر میکنم اینجا با قرصای اعصاب
چرا دیگه حال من عادی نمیشه؟
آخه رسیدن به رابطه ی پایدار
با دعوا و بد حرکاتی نمیشه

هرکی ازم بپرسه چی شد چرا رفت؟!
میگم با هم به تفاهم نرسیدیم
ولی من و تو خوب میدونیم اینو که
چجور نخِ رابطمونو بریدیم

میدونی که چقد عاشق هم بودیم
میدونم که دلت پیش یکی لرزید
از اول قصدِ موندن نداشتی پیشم
میخاستی بری ،اما دلت میترسید

 

*(قابل واگذاری)*

آی دی تلگرام: Ghaemzabihi@

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام احساسی که درون شعر شماست زیباست .مانا باشید
  • سلام بر شما دوست عزیز و گرامی. ترانه بسیار خوبی نوشتی که با کمی اصلاح می توانی اثر خوبی از آن در بیاوری. نکته ای که حتی شاید گاهی من هم در نوشتن ترانه هایم همین اشتباه را تکرار بکنم می نویسم. شاید مورد توجه تان قرار بگیرد. بنظر من ترانه باید یک داستان را جوری روایت کند که واقع گرایانه باشد و در جای جای نوشتارش خودش، خودش را نقض نکند. از یکطرف (آخه رسیدن به رابطه ی پایدار---با دعوا و بد حرکاتی نمیشه) و از طرف دیگر (میدونم که دلت پیش یکی لرزید) زیاد ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر ندارد. تک بیت دوم کاملا بیت قبلی را رد می کند. چگونه کسی که دلش برای کسی دیگر می تپد تمایلی برای رابطه ای پایدار با راوی ترانه خواهد داشت که امروز ما بخواهیم او را نصیحت کنیم. باز تاکید می کنم این اشتباهی است که شاید خیلی ها آنرا انجام بدهد (حتی شاید خود من). هدف این است که روز به روز کارهای قوی تری ارائه دهیم. سپاس و درود بر شما. پاینده باشید.
    • درود خیلی خیلی ممنونم از اینکه نظرتون رو دیدم. بله حق با شماست حتما در ترانه های بعدیم سعی خواهم کرد این مورد رو رعایت کنم سپاسگذارم/
  • قائم جان کار خوبی افرین فقط حس میکردم کلمات سنگینن منظورم از لحاظ معنایی نیست از لحاظ روون بود،بعضی قسمت هاش بنظرم تغییرات اعمال بشه بهتره.البته پوزش می طلبم فقط نظر شخصیه بنده بود