آرتین ملکپور_

من از دل شب اومدم

برای خواندن و اطلاع از اخرین اثار بنده میتوانی به کانال تلگرامی @mup99 مراجعه و مارا مورد حمایت خود قرار دهید

من از دل شب اومدم
با کوله بار خستگی
بیزارم از روشنی ها
از بس که دیدم هرزگی

من از دل شب اومدم
مث سایه رهگذرم
شاید بخوام گذشته رو
یه روزی از یاد ببرم

من از دل شب اومدم
وقتی که خورشید خسته بود
وقتی که ماه شب من
به انتظار نشسته بود

من از دل شب اومدم
با فانوسی از جنس تو
درخت ممنوعه ی ما
جون میگیره با اسم تو

من از دل شب اومدم
مث بارون رو گونه هات
یا وقتی غصه ام میگیره
سر بزارم رو شونه هات

من از دل شب اومدم
وقتی کفن پوشید زمین
سر مزارم که میایی
گریه ات نگیره نازنین

از این نویسنده بیشتر بخوانید: