خوابای پوشالی

خوابای پوشالی

سقف آسمون انگاری نزدیک شده حتی خیالم واقعی درگیر شده هرجا میرم سیلی از بارون داره خوابای پوشالیمم تعبیر شده

جز خودم کسی ندارم

کیو میخوام نمیدونم

خودمو تنها می ذارم

از رو دلتنگی می خونم

 

کسی نیست بگیره

تن خستمو توو آغوش تنهاش

یه جایی می تونه

منو داشته باشه توو روزای سختی هاش

 

شاید من غریبم

که توو خونه ی غم یه جوری اسیرم

فقط من بیدارم

نمی تونم هرشب توو تاریکی بخوابم

 

شاید من از اول

واسه این زمین برهوت خاکی نبودم

چند وقتی توو شوکم

همیشه توو بهت یه پایان جنجالی بودم

 

ته این بازی نزدیکه

دل من چند روزی گیره

حتی این مهره ی آخر

واسم بهونه می گیره

 

سقف آسمون انگاری نزدیک شده

حتی خیالم واقعی درگیر شده

هرجا میرم سیلی از بارون داره

خوابای پوشالی من تعبیر شده

از این نویسنده بیشتر بخوانید: