"نابرادر"

برادریتو تو حرفات به رخ کشیدی ولی
هزاربار نشون دادی نابرادرمی
با اینکه خالی می کردی همیشه پشت منو
همیشه فکر می کردم پناه آخرمی

همیشه فکر می کردم که از یه خونه ایم و
یه خونه که تو رگای من و تو جاری شده
شب قرارته امشب ببین چجور مغزم
یه مخزن پر از افکار انتحاری شده

توو درس و مشق، همیشه جلوترت بودم
توو درس عشق؛ تو حالا زرنگ تر هستی
تو دس رو هرکی میذاشتی محال بود بگه نه
به دختری که میخواستم چرا تو دل بستی؟

برادری مون از امشب فقط یه خاطره شد
یه خاطره که باید خاک شه تو حافظه مون
بچسب به تن رویای من که مال توئه
بزن یه مهر شکست دیگه رو حافظه مون

بگو که عرضه ی تو بیشتر از من ساده س
نتیجه ی زحماتم رو تو درو می کنی
مهم نبوده که دلخواه من چیه هرگز
مهم اینه که تو رای منو وتو می کنی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: