یکی مثل تو

یکی مثل تو دائما با منه
که آرامشم رو به هم میزنه
دقیقا شبایی که تنها میشم
میاد و تو ذهنم قدم میزنه

یکی که لباساتو می پوشه و
چشاش مثل چشمای تو روشنه
یه وقتایی می‌ره جلو آینه و
از اون عطری که می‌زدی میزنه

همیشه برام قهوه می ریزه و
می‌دونه که اسمش ته فالمه
شبایی که از خونه بیرون می رم
می بینم مث سایه دنبالمه

تا حس می‌کنم رفته انگار صداش
دوباره می پیچه توی گوش من
یه وقتایی از ترس خوابای بد
مث تو می خوابه تو آغوش من

یکی که شاید تو نباشی ولی
به تو بی نهایت شباهت داره
همه میگن اون تو خیال منه
ولی واسه من واقعیت داره

مهسا تیموری

از این نویسنده بیشتر بخوانید: