تاوان

تاوان

نمی خوامت برو دست از سرم بردار
بذار آرامش این خونه برگرده
بگو از قول من به قلب سردت که
اینه تاوان هرچی با دلم کرده

نمیدونم چه اصراری به موندن هست
تو که هیچوقت نخواستی مال من باشی
همیشه سهمم از تو بی وفایی بود
نمی ذارم دیگه توو زندگیم جا شی

نگو بی تو نمی تونم و می میرم
محاله باورم شه اشک و آهت رو
دیگه دیره واسه بغض و پشیمونی
برو شاید که پیدا کردی راهت رو

منم مثل خودت میشم یه بی رحم و
باید یادم بره این قلب احساسی
به حست شک نکردم آخه میگفتی
تو بی اندازه رو این عشق حساسی

 

سمیه مردانی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

291
۲