گلهای پوچ

رنگ رنج و التماسم ،رنگ تردید و تحمل
رنگ طوسی یه وحشت ، رنگ پاییزی یک گل

راه من مثه یه بن بست ، ته رویای یه کوچ ه
بی عبور از وحشت شب ، خونه ی گلهای پوچه

باوردل ، باورخواب ، ماجرای دیدن تو
باور تعبیر رویام ، لحظه بوسیدن تو

قصه ی فصلا قشنگ بود، اگه بعد هر زمستون
گل عشق جوونه میزد ، باز توی خالی ایوون

قصه ی فصلا قشنگ بود ، اگه بعد رفتن تو
یه روز ی میدیدمت ؛ باز ؛
روز از نو روزی از نو

فصل بی رحمی دریا ، قصه ش اما فرق داره
موج گاهی با نفسهاش، مرگو سوغاتی میاره

رفتی با تاب و تب آب
رفتی با موجای بیخواب

رفتی تا غربت بشینه
توو دل اشکای مهتاب

#آزاده_ربانی

723
۲۰
۶