پای پیاده،راه میرم،تو خیابونا….

پای پیاده راه میرم تو خیابونا
حس میکنم دستی که دیگه نیست و رو شونم
بغضمو زیر نم نم بارون شکستم تا
از آدما اشکای چشمامو بپوشونم
حرف میزنم دیوونه وار با جای خالیتو
جالب تر از اون اینه که جوابمو میدی!!
فرض میکنم هستی واست از عاشقی میگم
با اینکه تو همیشه به حرفام خندیدی…
حتی اگه تو رو تجسم کرده باشم باز
شیرین ترین دروغ دنیای منی جونم
فکر میکنم واقعا الان پیشم نشستی و
دارم واست بازم یه شعر تازه میخونم…

میخای بگو کارم گذشته از جنون خوبه
حتی از عشقت غرق شم تو موج خون خوبه
با عشق تو جون دلم دادن جون خوبه…
با اینکه هیچ کدوم از حرفامو نمیفهمی
اینکه میگم یه دنیا تنهامو نمیفهمی
بی درد حق داری که دردامو نمیفهمی…

پای پیاده راه میرم تو خیابونا
اون شعری که دوس داشتی و آروم میخونم
آهنگی و که عاشقش بودی رو میزارم
حس میکنم تا آخرش زنده نمیمونم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

434