واکسی

تو این شهر آلوده ی بی رمق
ته یه خیبابون خیلی کثیف
نشسته صدا میزنه “واکسیه”
یه دختر با احساس خیلی لطیف

تو ذهنش به پهنای این شهر سرد
گرفتاری و درس و غم پر شده
از این وضع خیلی بد و لعنتی
از این روزگار خیلی دلخور شده

واسه لمس خوشبختی از راه کج
به بیراهه ها تن نداده ، ببین
واسه درک این لحظه های بدش
یه بار پای حرفای تلخش بشین

یه بی آبرو اونه که با تنش
حراجی بذاره برای فروش
ولی میکشه فرچه رو کفش تو
چون اینجوری حرمت داره آبروش

پر از بغضه اما نمیدونه که
چه جوری باید مارو حالی کنه
نمیدونه طفلک که آوارشو
روی دوش کی میشه خالی کنه

به پشت میکشه بار سختی روتا
واسه خرج درس تن به خفت نده
ببین حال این شهر بی رحم وتا
بدونی که حالش به شدت بده

با این کار با ارزش و آبروش
نشون داده این دختر پیلتن
هنوزم میشه زن شد و مرد بود
هنوزم کسی هست بگن شیرزن

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • نمیدونم چی بگم...اشکام اومد
  • چند بار شعر شمارو خوندم خیلی زیبا بود من از این سبک شعر خوشم میاد عالی بود =D>
  • سلام علی جان زیبا بود
  • قشنگ بود @};- @};-
  • واسه خرج درس تن به خفت نده =(( =(( =(( بسیار زیبا @};-
  • سلام دوست من... کار اجتماعی و روایی خوبی بود که در خور تحسینه اما تکرار بندهایی که یک معنا رو میرسونه از قدرت کار کم میکنه - در رابطه با آبرو و تن ندادن... پیلتن هم واژه متناسب زبان کار شما نبود
  • احساس توی این ترانه رو دوست داشتم . ممنون @};-
  • علی جان خیلی خوب بود. موفق باشی.
  • تو این شهر آلوده ی بی رمق ته یه خیبابون خیلی کثیف نشسته صدا میزنه “واکسیه” یه دختر با احساس خیلی لطیف =D> لايك
  • کاش .... همه اونایی که بی ابرویی رو به بی نونی ترجیح میدن . می فهمیدن واکسی بودن چه حرمتی داره ..... و ای کاش های دیگر .... درود سید عزیز
  • خیلی ناز بود ترانتون ومرسی :-)
  • سلام دوست عزیز ترانه ی زیبایی بود.حرفهای زیادی برا گفتن داشت.سرشار از حس مسئولیت برای ابراز درد این قشراز جامعه بود واین حس ستودنیست منتها احساس میکنم در این قطعه از ترانه دچار شعار زدگی شده و مستقیم گویی نتونسته پیام کلام رو برسونه البته فقط درهمین قطعه ی ترانه یه بی آبرو اونه که با تنش حراجی بذاره برای فروش ولی میکشه فرچه رو کفش تو چون اینجوری حرمت داره آبروش ولی درکل ترانه عالی بود =D> =D> =D> لایک @};- @};-
    • سلام ميترا جان :-) ابتدا ممنونم از اينكه كار من رو خوندي و نظرات سازنده ي خودت رو برام مينويسي :-) و در مورد اون قطعه از ترانه اعتراف ميكنم كه روي دومصرع اول به جز حس درونيه خودم تمركز زيادي گذاشتم تا بتونم لپ مطلب رو ادا كنم بخاطر همين يكم به نظر شعاري مياد اون تيكه ... مرسي كه انقدر ريز بين بودي روي اين كار ... موفق باشي @};-
  • این ترانتون بیش ازاندازه قشنگ بود انقدر دوسش داشتم که دوس دارم ده تا لایک بهش بدم اما برای ایجاد نظم یک لایک به این احساس زیبا @};-
    • ممنونم سلماز جان لطف داري :-x همينكه دوستان از كار من خوششون بياد و با كامنتاشون نظرشونو راجع به كارم بدن ‌موجب خوشحالي من ميشن ... از حضورت متشكرم ... @};-
  • درود بر شما و قلم تواناتون... به بهترین نحوی که باید ترانه را نوشتید. امشب ذره بین گرفته بودم روی اکثر ترانه ها اما با ترانه ی شما باید بگم فقط درد کشیدم و حظ کردم از این قلم... بعضا باید واژگان را میشکستید تا وزن درست میشد و این شکستگی را بنظرم بهتر بود در املا هم وارد میکردید ---> نظر آقای عبادی دوستش داشتم.مرسی. منتظر کارهای بعدی شما هستم و به احترام ترانتون سکوت میکنم و از زیاده گویی میپرهیزم :-) بامهر.پهلوان @};-
    • درود بر تو مهسای عزیز :-) من که همیشه در ف.ی.س بوک پیگیر احوالات شما هستم و از مطالبتون استفاده میکنم و خوشحالم که در آکادمی هم فرصتتی نصیبم شد تا شما به ترانه ی من سر بزنید و از اینکه خوشتون اومده و تحت تاثیر قرار گرفتین هم خوشحالم ... در جواب عادل عزیز هم گفتم که وقتی ریتم شعری بدست مخاطب بیوفته دیگه خودش میدونه چگونه باید شعرخوانی رو انجام بده ... اما از این به بعد سعی میکنم املای لغات رو هم درست وارد کنم تا شرمنده ی شما دوستان نشم ... :-) از حضور تو خوشحال میشم مهسای عزیز ... پیروز و پاینده باشی @};-
  • خیلی خوب بود سید جان.....پایان بندی عالی بود فقط به نظرم میشد کوتاه ترم نوشته بشه به هر حال عالی بود...
  • به نظر من "پیلتن" رو از ترانت یه جوری حذف کن تا این ترانه به تمام معانی ماندگار بشه
  • عالی بود واسه لمس خوشبختی از راه کج به بیراهه ها تن نداده ، ببین واسه درک این لحظه های بدش یه بار پای حرفای تلخش بشین =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- لایک
  • من مخلص وجدانهای بیدارم تو این قحط بی وجدانی ها عالی بود رفیق هنر متعهد به این ترانه میگن موفق تر باشی. لایک داره احساس مسئولیت و نوعدوستیتون. @};-
    • متشکرم حسین عزیز :-x من رو واقعا شرمنده کردی ... با توجه به مشکلاتی که در ترانه ی خودم میبینم ، خودم رو شایسته ی این تعاریف نمیدونم ... @};- ممنونم از اینکه به من سر زدی و ترانه ی من رو خوندی ... پیروز و پاینده باشی @};-
  • سلام سید آفرین آفرین یکی دو جا وزن کار ایراد داشت اما پرداختی که کردی و تصاویر و حرفات این ضعف کوچیک رو پوشونده بود خوشحالم که اینقدر دوستان به موضوعات اجتماعی توجه می کنن و اینقدر خوب راجع بهش قلم می زنن خیلی لذت بردم خیلی امیدوارم موفق باشی حق نگهدارت رفیق خوب
    • به پُش میکشه بار سختی رو تا اینو یادم رفت اگه به این شکل مینوشتین خوندنش راحت تر می بود برای دوستان بازم ممنون
      • سلام عادل عزیز :-) اول که خیلی ممنونم از لطفی که به من داری :-x دوم هم باید بگم در زمینه ی خوندن یک ترانه وابسته به ریتمش باید اون رو بخونیم ... اگه این قانون رعایت بشه ناخودآگاه تو "پشت" رو در این ترانه "پش" تلفظ میکنی ... ممنونم که به من سر زدی ... موفق باشی @};-
  • کار اجتماعی زیبایی بود علی عزیز...دوست داشتم @};- فقط فکر می کنم اگه مصرع آخر رو جور دیگه ای بیان کنید بهتره درسته خواننده مفهومش رو درک می کنه اما از نظر بیان جذابیت نداره و این مصرع باید تند خونده بشه که تا به بقیه ی کار برسه:به پشت میکشه بار سختی روتا اگه جسارتی بود ببخشید
  • دروود به شما... زیبایی های کار و دغدغه ی انسانی ترانه کاملا مشهوده و سرش حرفی نیست... اما از شمابه عنوان یک ترانه سرای دغدغه مند این مصراع رو هرگز نمیپذیرم: یه بی آبرو اونه که با تنش.... آیا فواحش بخشی از قربانیان تبعیضها نیستن؟هرچقدر هم از نظر شما تنفروشی بد باشه باز به عقیده ی من نباید باعث یکطفه نگری شاعر باشه!هرچند بنده برای شاعر رسالتی قائل نیستم...قیاس عصمت یک دختر واکسی با تنفروشی یک زن که هردو محصول فقرن برای بنده قابل توجیه نیست... اما یک فاحشه هم بخشی از این درد بزرگ اجتماعیه... با یک رز صورتی @};-
    • با درود حسان عزيز :-) ممنونم از حضورت ... من نميدونم شما چه برداشتي از اين ترانه كردي اما من بايد توضيح بدم خدمت شما كه منظور از كلمات استفاده در ترانه ي من اينه كه اون كسي كه واكس ميزنه كنار خيابون بي آبرو نيست ... اوني كه از راه كج مشكلاتش رو برطرف ميكنه بي آبرو هست ... در هرصورت اگه مشكلي با اين ترانه داشتي من از اينكه سليقه ي شما رو مد نظر قرار ندادم عذر ميخوام ... اميدوارم بازم شاهد حضورت باشم دوست عزيزم @};-
      • علی عزیز خواهش میکنم/اصلا نیازی به عذر خواهی نیست،من اعتراضی به نوع قلم شما ندارم ،وکاملا هم متوجه منظورت شدم،من هم همینو میخوام بگم که کسی هم که کج میره بخشی از دردهای اجتماعه و اون هم قربانی فقره...شما چون واکسی و اون تنفروش رو در یک ترازو گذاشتی از نظرم قابل قبول نبود... باز هم تاکید میکنم زیبایی های اثرت مقبوله و اونقد زیباست که من سرش حرفی برای گفتن ندارم... مرسی که هستی و مرسی که دغدغه های بزرگی داری به امید دیدار مجدد پای تران ههای جدیدت/ با یک رز صورتی @};-
      • متاسفم که نمیتونم درک بکنم اشکال مقایسه ی این دو مقوله رو ... مرسی از اینکه با من همراهی @};-
      • سلام عذر می خوام توو این بحث مداخله می کنم من حس می کنم منظور حسان اینه که نباید یه زن خیابونی رو بهش تهمت بی آبرویی بزنیم و از اون یه غول اجتماعی بسازیم و در تقابل با این دختر واکسی اونو یه غده سرطانی توو جامعه بدونیم چون با توجه به وضعیت اسفناک جامعه و شرایط حاکم بر اقتصاد اون زن خیابانی هم که مورد هجوم نگاه ما قرار گرفته یکی از قربانیان این وضعیته واگه اون دختر جسارت و قدرتشو داشته که بدون خجالت با واکس زدن خودشو تامین کنه یه زن خیابونی هم مسلما دوست نداره تنشو به حراج بذاره و اینطوری امرار معاش کنه و قربانی همین شرایطه وانصاف نیست که ما که دستی بر قلم داریم اونو بی آبرو قلمداد کنیم چون هردوی این دو به نوعی از شرایط به بار اومده رضایت ندارن وتوو این مسئله برابری می کنن ... @};-
      • اتفاقا خیلی خوشحال میشم این بحث به نتیجه برسه فریبا جان ... @};- من خیلی هم تاکید میکنم روی این قضیه و دفاع میکنم از ترانه ی خودم ... اطمینان داشته باشید که دختر تن فروش و واکسی هر دو از یک مشکل رنج میبرند اما اون دختری که تن فروشی میکنه در بدترین شرایط هم میتونه به جای هرزگی دست به واکس بشه و از آبروی خودش نگذره ... اما راحت طلبی اون دختر باعث میشه که به فساد کشیده بشه @};-
  • درود...کار غنی تری رو نسبت به کار گذشته اتون خوندم..تبریک @};-
  • خیلی خوب =D> @};-
  • اگر نپسندیم بی مهریس محشر بود . دید خیلی زیبایی داری واقعیت زن بودن یا مرد بودن واقعی رو خیلی قشنگ به تصویر در آوردی موندگار باشی @};- =D> =D> =D> =D> =D>
    • ممنونم هانیه عزیز :-) من توی این ترانه خیلی سعی کردم که خودم رو جای شخصیت اون دختر تصور کنم و خوشحالم که تا حدودی تونستم رضایت شمارو جلب کنم :-x پاینده باشی @};-
  • سلام و ارزوهای خوب دوست عزیز بهتون تبریک می گم به خاطر سرودن این شعر زیبا با موضوع اجتماعی و به رخ کشیدن درد جامعه . موفق باشید
  • سلام جناب سید علی عزیز وقتی ترانتو خوندم خیلی برام جالب بود و خیلی هم خوشحال شدم چون منم توو همین زمینه ترانه (زیر پوست زخمی شب ) رو نوشتم با این تفاوت که شما نقطه مقابل شخصیت زنِ ترانه من رو نوشتی ..آفرین بسیار لذت بردم ..درمورد واژه ی (پیلتن )به نظرم رسید اگه موافق باشی این شاید بهتر روو ترانه بشینه با این کار با ارزش و آبروش ..نشون میده حتی توو این شغل وفن البته شما صاحب اثری و مطمئن باشید بخاطر زیبایی و گویایی ترانتون نظرمو بیان کردم واز صمیم قلب ترانه زیباتونو می پسندم =D> =D> @};- @};-
    • سلام فریبای عزیز :-) ترانه ی زیر پوست شب شما رو قبلا خوندم و خیلی زیبا بود ... در مورد پیلتن قطعا حق با شماست ... چون علی ادریس زاده ی عزیز هم اشاره کرده بود ... اما بنظرم شغل وفن نمیتونه با شیرزن هم قافیه باشه ... اگه هم قافیه با شیرزن پیشنهادی داری حتما به من بگو ... چون مشتاقم این ترانه رو تصحیح کنم :-) متشکرم از حضورت دوست خوبم @};-
      • سلام ممنونم و نظر لطفته ولی با در نظر گرفتن صفت شیر برای زن ..زن و فن می تونند با هم ه قافیه باشن ومن نمونه اشو توو شعرای دیگه دیدم که الان حضور ذهن ندارم که براتون بنویسم و اتفاقا باتوجه به عنوان ترانه و پرداخت اون که داره شغل مردونه رو برتنی ظریف وروحی لطیف شعر می کنه واژه ی فن که بی ارتباط با این قضیه نیست خوبه ولی بازم اگه چیزی به ذهنم رسید حتما براتون می نویسم بازم ممنون از این کار زیبا.. @};-
      • ممنونم از اینکه پیگیری میکنی مطالب من رو ... و فن رو بخاطر این نمیشه جایگزین کرد که شیرزن روی حرف "ر" ضمه نیست که بشه با و فن هم قافیه بشه ... :-) مرسی که به من کمک میکنی ... پیروز باشی @};-
  • خیلی عالی بود ممنون و لایک =D>
  • عااااااااالی =D> =D> =D> =D> =D> به احترام کار زیبا و پردغدغت باید سرتعظیم فرود آورد علی عزیز ، لایکی @};- @};- @};-
  • :) زیبا ب نظرم مصرع آخر ضعف تالیف داره احساس کار عالی بود و ی چیز دیگه ارکان جمله رو خیلی عوض کردین و این ب روون بودن کارتون کمی لطمه می زنه =D> ببخشید اگه نظرام خوب نبودن
    • ممنونم از انتقادات زهرا جان :-) حتما ضعف هایی رو که گوشزد کردی بررسی میکنم ... :-x نظری خوبه که سازنده باشه ... امیدوارم همیشه با این نظراتت کمکم کنی ... پیروز باشی @};-
  • سید عزیزم. عالی عالی عالی هر چی بگم کم گفتم. @};- @};- @};- ایشالله یه شعر تو همین وادی میگم برای هفته آینده
  • مضمونش تلخ بود اما...جدایی ازبیان شیوات تلنگری به روح و وژدان ما ادما بود
  • درود علی جان.بسیار کارو دوست داشتم.فضا و سوژه و پرداخت عالی تو وزن خوب.جسارتن پیلتن رو در بند آخر نمیپسندم.کلمه سنگینیه تو این کار .و یه پیشنهاد به ذهنم روونتر میشه اگه به شدت بشه یه عالم.لایک. =D> =D> شاد باشی @};- ( ببین حال این شهر بی رحم وتا بدونی که حالش به شدت بده) بشه (ببین حال این شهر بی رحم وتا بدونی که حالش یه عالم بده)
    • مرسی دوست خوبم از لطفت :-) اول که خوشحالم از اینکه کارو دوست داشتی :-x دوم اینکه خودمم حس میکنم که مخاطب زیاد با کلمه ی پیلتن انس نمیگیره ... ممنونم از ذکر این نکته :-) در آخر باید بگم روی اون تیکه از شعر که اشاره کردی فکر کرده بودم از قبل ... اما شدت هم قافیه خفت هست و نمیشه با عالم عوضش کرد ... :-) باز هم ممنونم از حضورت :-x @};-
      • اووه.آره.تو حس خوندن کار از فضای بند و قافیه هاش خارج شدم.اما ترانه روونتو با قافیه شدت و خفت سنگیین نکن عزیز.بازم میگم آفرین. =D>
      • ممنونم از راهنمایی و توجهت ... دوستانی امثال تو هستن که من رو به ادامه کار دلخوش و امیدوار میکنن با نظراتشون :-x @};-
  • کار واقعا زیبا و قابل تاملی بود ! دست مریزاد ... @};-
  • خیلی شعر جالبی بود اعتقاد من اینه که کسی که ترانه و شعر اجتماعی میگه اونقدر کارش باارزشه که جسارت و بی رحمی و بیی انصافیه که از هنرش غلط گرفت بی نظیر بود جناب برقعی دستتون درد نکنه @};-
  • خیلی خوب علی جان من خودم ترانه های اجتماعی رو خیلی دوست دارم و ترانه تو هم خیلی زیبا بود
  • زیبا بود آفرین =D>
  • =D> علی عزیز خیلی زیبا بود و به دلم نشست @};- پر از بغضه اما نمیدونه که چه جوری باید مارو حالی کنه نمیدونه طفلک که آوارشو روی دوش کی میشه خالی کنه