"پل واژه ها"

index

نماینده های خدا شاکی ان

که “آدم” داره سمت “گندم” میره

یه پل بینمون مونده از واژه ها

همینم رو اعصاب مردم میره

 

چه سخته براشون دوتا مرغ عشق

نخوان بی خیال یه احساس شن

تو هرچی هم آروم بری عده ای

باید رو قدم هات حساس شن

 

“نمی تونن ببینن این دو عاشق

دارن به عشق هم نفس می کشن

نقش پرنده که می بینن از دور

همیشه نقشه ی قفس می کشن”

 

میون من و تو یه گوشی فقط

این عشقو داره منتقل می کنه

چه دستایی تو کاره که با کلک

مدام آب این حسو گل می کنه؟

 

مبادا تو این گیر و دار عجیب

تو هم کم بیاری توی رابطه

شرایط عوض میشه اما این عشق

یه قانون مستحکم و ثابته

 

“نمی تونن ببینن این دو عاشق

دارن به عشق هم نفس می کشن

نقش پرنده که می بینن از دور

همیشه نقشه ی قفس می کشن”

از این نویسنده بیشتر بخوانید: