"بغلم کن"

مرد خوبم؛ هوا چقد سرده!
دارم ازضعف و درد می لرزم
دل من لک زده واسه بغلت
تشنه ی بوسه هات تو این لحظه م

بغلم کن نذار تو این شب شوم
بین افکار بد  احاطه بشم
هرچی میخوای بگو بذار غرق
حس خوبی که تو صداته بشم

بغلم کن که سخت تنهام و
دلم از تلخی زمونه پره
بغلم کن بازم زمین نخورم
حالم از زندگی بهم میخوره

یه زن داغ دیده و تنها
یه زن از خدا لگد خورده م
بعد نه ماه انتظار؛ امشب
چشم دوختم به بچه ی مرده م

بغلم کن که شیشه ی دل من
تاب یه سنگریزه هم نداره
هیشکی قد خودم تو این شب درد
شونه های یه مردو کم نداره

بغلم کن نذار که وحشت مرگ
منو بیشتر از این مچاله کنه
نذا تقدیر بی پدر بازم
منو به بی کسی حواله کنه

یه زن داغ دیده و تنها
یه زن از خدا لگد خورده م
بعد نه ماه انتظار؛ امشب
چشم دوختم به بچه ی مرده م

از این نویسنده بیشتر بخوانید: