نقد آقای مهران حسین زاده بر ترانه ی آقای بهزاد صادقی

هفته ایی که تورو یاد من نیاره
هفته ایه که نفس نمی کشم من !
تا زمانی که نفس تو سینه دارم
از مسیرت پامو پس نمی کشم من…

هفته ای که تورو یاد من نیاره
هفته ایه که فنا شده یه دنیا
من تمام آیه ها رو دوره کردم
تا بفهمم از تو پیدا میشه دنیا

تو یه عُمره پیش چشمم بودی و من
اشتباهی خودمو گم کرده بودم !
تازه فهمیدم تو پیدایی و این من
اون که باید سمت تو برگرده بودم

از هراسِ رو نکردنت یه عُمره
دست من می لرزه و رنگم پریده
بی نشونی توو مسیرت پا گذاشتم
آخه هیچکی رَدِ پاهاتو ندیده

به امیدِ دیدنِ تو هر شبم رو
تا دَر خونهَ ت میام پای پیاده
بگو توو همین روزا میای دوباره
آخه حسرت نبودنت زیاده

توی هیچ قابی نمیشه عشقو گنجوند
عشق آسمونی که نداره قانون
توی بیراهه نذاری جا بمونم
راه برگشت و نشون بده آقا جون…

۱۵-۱

بابت اینکه فضای ترانتون حس و حال انتظار فرج آقا امام زمان «عج» رو داره خوشحالم و بهتون تبریک میگم.
فقط یکسری نکات در مورد کلیت کار به ذهن حقیر میرسه که خدمتتون عرض میکنم.

در بعضی از قسمتهای کار،مشکلات وزنی بصورت کاملا محسوس وجود داره.مثلا مصرع های :
هفته ای که نفس نمی کشم من…
هفته ای که فنا شده یه دنیا…

در همین بند اول هم کلمه ی «نفس» دوبار پشت هم تکرار شده که کمی توو ذوق میزنه

یه جاهایی هم حشو وجود داره،مثلِ :
کلمه ی «من» در آخر بیت اول و دوم که بعنوان ردیف بکار برده شده.
کلا تکرار کلمه ی «من» تا بند ۴ به نظرم توو ذوق میزنه و پیشنهاد میکنم جایگزینی برای این کلمه پیدا کنین یا یه تغییری توی مصرعها ایجاد کنین.

نکته ی بعدی جابجایی ارکان هستش که توی مصرع دوم بند آخر بسیار مشهوده.
عشق آسمونی که نداره قانون…

در بند دوم هم «یه» با «میشه» بعنوان قافیه استفاده شده که به نظر بنده قافیه محسوب نمیشن.

و اما نکته ی مهمتری که به ذهنم میرسه در مورد مسئله ی اعتقادی در بعضی از قسمتهای کار هستش.
بعنوان مثال مبالغاتی که فکر میکنم در اینجا نمیگنجه و زیبا نیست :
از هراس رو نکردنت یه عمره
دست من میلرزه و رنگم پریده…
اگرچه بهتر بود به جای «دست» گفته میشد «دل».

در مصرع پایانی این بند هم اومده:
آخه هیشکی رد پاهاتو ندیده…
منظور اینه که کسی خبری از آقا امام زمان «عج» نداره،در صورتی که اینطور نیست.

در بند پنجم گفته میشه :
به امید دیدن تو هر شبم رو
تا در خونه ت میام پای پیاده…

ابتدا عرض کنم که درستش اینه که گفته بشه «به امید دیدن تو هر شب رو»…
نه «هر شبم رو»

و اما نکته ی مهمش اینه که در خونه ی حضرت کجاست؟

در رابطه با ترانه های که فضای مذهبی دارن و یا آئینی نوشته میشن خیلی باید دقت کرد چون مسئولیت بسیار زیادی داره،چرا که نه باید مبالغه کرد«چون در اینگونه موارد فقط باید حقیقت رو بیان کرد» و نه اینکه میشه غیر از چیزهای متعارف گفت.

در انتها از تلاشتون و حسی که بسیار ارزشمنده توو این کار متشکرم و تحسینتون میکنم که خیلی پر تلاش و مصمم به نوشتن ادامه بدین و انشالله که روز به روز موفق تر باشین.

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

مطالب پیشنهادی