نقد آقای علی ادریس زاده به ترانه ی خانم شبنم باقری

تصویر یک زن محو خنده روی دیوارش
بوی ِ توتون میده لبای غرق ِ سیگارش
یک چای ِ سرد ِ از دهن اُفتاده رو میزش
لکِّ غذا مونده رو پیراهن رو شلوارش

هی می نوشت و پاره می کردو قلم میزد
پا میشدو توو عرض این خونه قدم میزد
تا خیره میشد روی عکس چشماش تر میشد
کُلِّ اُتاق و با اثاثیه ش به هم میزد

عین ِ یه کابوسه کسی رو تا کجا بُردن
داره تقلّا می کنه توو لحظه ی مُردن
تصویر دنیا پشت ذهنش تارتر میشه
مثل ِ یه عکس سوخته حین ِ فلش خوردن

رو تخت خوابیدو جنون فکر پیدا شد
بازم با زخمای تنش زیر پتو جاشو
چشماشو بست و یاد ِ شال ِ صورتی افتاد
تا که گره ش رو باز کرد این شعر امضا شد

۱۵-۱

درود
باعث افتخاره که میتونم نظرات شخصیم رو در مورد اثر سرکار خانم باقری بنویسم.
اگه بخوام در ابتدا به کلیات اثر اشاره ای بکنم با یک اثر محاوره و روایی روبرو هستیم که نویسنده بیش از تمرکزش به مباحث اجرایی روی خلق تصاویر بکر و در عین حال ملموس و عینی در روایت توجه داشته و به همین دلیل اثر رو میتونیم یه شعر محاوره بدونیم که برابر با سایر قالبها در شعر کلاسیک شانس رسیدن به اجرا و ترانه شدن رو داره.
تسلط مناسب سراینده در مباحث ساختاری و تاکیدش در خلق تصاویر و ترکیبهای شاعرانه و قافیه پردازی مناسب از نقاط قوت اثر محسوب میشه.
اما نگاه جزعی و بند بند به اثر:

تصویر یک زن محو خنده روی دیوارش
بوی ِ توتون میده لبای غرق ِ سیگارش
یک چای ِ سرد ِ از دهن اُفتاده رو میزش
لکِّ غذا مونده رو پیراهن رو شلوارش

من بند شروع رو بسیار دوست داشتم و شاید اجرایی ترین بند هم همین بند باشه به دلیل استفاده از ردیف مناسب (ش)
این بند به شکلی مناسب خط روایت رو برای مخاطب معلوم میکنه
اما
مصرع اول از ردیف با دقت کار کشیده نشده و چون ضمیر (ش) در کل بند به شخص اول روایت برمیگرده
دیوار(ش) در واقع دیوار اتاقش بوده که سراینده کم دقت عمل کرده…
در مصرع بعد شخصا ترکیب لبای غرق سیگارو میپسندم و تصویری موفق میدونم

در مصرع سوم باید شکل محاوره یک (یه) بیاد و چای سرد شاید کمی از زبان محاوره بند دور باشه… یه چایی سرد به جنس لک روی شلوارش و میزش و… بیشتر میخورد

و شاهکار بند تصویر بسیار ملموس و کم شنیده شده در مصرع اخر بود که بسیار بند رو موفق و متفاوت و عینی کرد…
…………….

هی می نوشت و پاره می کردو قلم میزد
پا میشدو توو عرض این خونه قدم میزد
تا خیره میشد روی عکس چشماش تر میشد
کُلِّ اُتاق و با اثاثیه ش به هم میزد

قلم زدن با اوردن نوشتن حشو محتوا داره و با جنس کلیت کلام ترانه همخوان نیست واینطور نشون میده که بیشتر بابت قافیه قدم اومده
دو حشو در مصرع دوم یکی (عرض) و دومی (این)
پا میشدو تو خونه قدم میزد…
این مصرع به این دلیل بخش ضعیف اثره
در مصرع سوم (س) عکس از وزن خارجه

اما باز هم در پایان مصرع یک تصویر عینی و بسیار به جا و زیبا که مکمل مصرع سوم هم هست و بند رو نجات میده
……………..
عین ِ یه کابوسه کسی رو تا کجا بُردن
داره تقلّا می کنه توو لحظه ی مُردن
تصویر دنیا پشت ذهنش تارتر میشه
مثل ِ یه عکس سوخته حین ِ فلش خوردن

مصرع اول تا کجا بردن خوب پرداخت نشده…
یه در این مصرع درست و محاوره اومده و چون در ابتدای اثر یک استفاده شده بود دوگانگی هم بوجود میاره که در بند ابتدایی قابل اصلاحه.
قافیه ترکیبیه فلش خوردن و باز هم تصویر خوب مصرع آخر…
…………….
رو تخت خوابیدو جنون فکر پیدا شد
بازم با زخمای تنش زیر پتو جاشو
چشماشو بست و یاد ِ شال ِ صورتی افتاد
تا که گره ش رو باز کرد این شعر امضا شد

ترکیب جنون فکر خیلی خوب نشده و چیزی بیشتر از جنون به مخاطب نمیرسونه و به نوعی حشو محتواست
مصرع دوم ظاهر زیبایی در کلام داره اما زخم باعث عدم جا شدن زیر پتو نمیشه و محتوا دچار ایراده

“که” در مصرع آخر حشوه اما تصویر مکمل دو مصرع پایانی برای پایان بندی نیمه باز روایت مناسب بود

البته امضا شدن شعر خیلی ضربه خوبی نداشت…

در پایان اگه بخوام جمع بندی داشته باشم اینکه با یه سراینده که علاقه مند به متفاوت و خوب نویسیه روبرو هستیم شکی نیست اما صرفا تصاویر زیبا بدون در نظر گرفتن عمق محتوا نمیتونه اثر رو قوی و مانا کنه…
استفاده از سه قافیه در بند و شکل قافیه های خوش ریتم و ترکیبی با اینکه در ظاهر به ملودیک شدن اثر کمک میکنه و از نقاط قوت اثر محسوب میشد اما شکل روایت با یه پایان مبهم و نوع نگاه راوی به قصه کمی اثر رو به شعر محاوره نزدیک میکنه.از ویژگی های جالب این اثر کوتاهی کار با توجه به روایی بودنش هست که کلوزاپ و برش موفق و خوبی رو از زندگی نشون داد.

عذر میخوام که نظرات شخصیم رو طولانی بیان کردم و امیدوارم مثبت و مورد استفاده قرار بگیره و تبریک میگم به خانم باقری و امیدوارم به زودی زود آثار عالی ازیشون منتشر بشه.
با سپاس
علی ادریس زاده

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

مطالب پیشنهادی