عشق با کرامت

وقتی دنیا همه درهارو به روم می بنده
چشم امید منو  باز نگه می داری
شب که قرص خوابو تو رگای مردم حل کرد
حس شیشمم میگه به یاد من بیداری
 
وقتی غصه ی گذشته قلبمو پر کرده
دلم آرومه که تو دار و ندارم میشی
توی اوج بی قراری هم  دلم خوشحاله
که تو پاداش شبای انتظارم میشی

اگه نون تو سفره ی محقر ما کم هست
شعله ی تنور عشق من و تو جون داره
سخت نیس تحمل تشنگی تو سرزمینی
که تموم کوچه هاش هوای بارون داره

هر “اس ام اس” که ازت میرسه حتا یه سلام
صفحه ی زندگیمو همیشه روشن می کنه
عاشق ترانه هاتم که تموم واژه هاش
عشق با کرامتو هدیه به این زن می کنه

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی سارا حبیبی

دلم گرفته است دلم گرفته است به ایوان می روم و انگشتانم را بر پوست کشیده ی شب می کشم چراغهای رابطه تاریکند چراغهای رابطه تاریکند کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد کسی مرا به مهمانی گنجشکها نخواهد برد پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی ست . sarahabibipoam@gmail.com