نقد آقای بابک سلیم ساسانی بر ترانه خانم مریم سپید

پشتِ یه قابِ شیشه ای هرروز
سردرگم و درگیر و آوارَ(ه) س
تـووی حـصـارِ زنـدگـی گــیــره
نسلِ همیشه خارج از دسترس

***

نسلی که از تـوو خالیه انـگـار
درگـیـره با حـسـای بی ریشه
دنـیـایِ تـوش تاحـدی کوچیکه
که توو یه مشتم حتی جامیشه!

***

دنـیـایِ هــرکــس تـوی ایـن روزا
اینستا،تـلگرام،لایـن و واتـسـآپـه
اونـقـدر غـرقـه که نـمـی فـهـمـه
خــوابــش گـرفـتـه روی کـانـاپـه!

***

صبحا که تا هروقت بخواد خوابه!
تـا پـا میشه فـی الـفـور آن لاینه!
هـراتـفـاقـی فــوری چـک میشه
رو مــیــز قـبـل از صـرفِ صبحانه

***

آدم هـای دائـم دور ازدسـتـرس
دلخوش به این سرگرمیان صرفاً
گـم میکنن همـدیـگـه رو آسـون
با اینکه بـا هـم زیـرِ یـک سـقـفـن

***

تـا دلخوشی های مَـجـازی مون
تــنــهــا مـُجـازِ زنــدگــی بـاشــه
این حـقـمـونـه دوربـشیـم از هـم
دستامون ازهـمـدیـگـه کوتا(ه) شه

***

پشتِ یه قابِ شیشه ای هر روز
داریـم به این تـنـهـایـی تـن مـیـدیـم
بـایـد کـه خـیـلـی زودپـیـداشـیـم
بـایـد کـه بـه هـمـدیـگـه برگـردیـم

۱۵-۱

چون پیش زمینه ای از آثار قبلی این ترانه سرا ندارم صرفا به نقد این یک اثر می پردازم.
و بدیهی است که با خوانش یک اثر نمی توان نقد دقیق و منصفانه ای ارائه داد
این اثر در نقد یکی از مهمترین معضلات اجتماعی روزگار ما نوشته شده که در نگاه اول سوژه خوب و مناسبی به نظر می رسد
ترانه سرا با نگاهی نسبتا دقیق روایتی یکدست و بدون تناقض ارائه کرده که این ویژگی بین آثار ترانه سرایان جوان تا حدودی کمیاب است
ترانه سرا با زبانی ساده و مناسب حال این ترانه ایرادات و انتقاداتی نسبت به دنیای مجازی مطرح کرده که قابل قبول و منطقی است.

با نگاهی سخت گیرانه به بررسی بند بند ترانه می پردازم

بند اول
در این بند اولین چیزی که مخاطب رو با چالش مواجه میکند قافیه بندی نا مناسب است
در واژه « دسترس» ما مجبوریم برای رعایت وزن « دست » را که یک هجای کشیده است مثل یک هجای بلند تلفظ کنیم . قافیه که بار موسیقی کناری ترانه را به دوش می کشد باید با حساسیت بیشتری انتخاب شود. ضمن اینکه واژه ی «دسترس» در زبان عامیانه بیشتر با کسره روی حرف «ر» ادا می شود. که در این صورت قافیه اساسا اشتباه است
نکته ی دیگر این که تعبیر توی حصار زندگی تعبیر غلطی است و تعبیر درست این مفهوم پشت حصار زندگی است
هرچند نسل مورد نظر ترانه سرا پشت حصار دنیای مجازی گیر افتاده است نه حصار زندگی.

ادیت پیشنهادی برای این مصراع :
پشت حصار از زندگی دوره

بند دوم

از بندهای خوب این ترانه ست که البته به یکی دو ویرایش ساده نیاز دارد
در بیت دوم «دنیای توش» تعبیر غلطی است که ترانه سرا در موردش سهل انگاری کرده است. در واقع باید «دنیای اون» باشد که ضمیر اون به «نسلی که از تو خالیه » بر می گردد.
در مصرع آخر این بند به گفته ی ترانه سرا دنیای مجازی در یک مشت جا میشود. اگر به جای مشت از دست استفاده میشد تصویری نزدیک تر ارایه شده بود. چون بیشتر میتوانست تداعی کننده تلفن همراه باشد.
ادیت پیشنهادی برای این مصراع :
«که حتی تو دستاش جا میشه»

بند سوم:

در بیت دوم بعد از آوردن «انقدر غرقه که نمیفهمه …» مخاطب منتظر شنیدن یک اتفاق مهم هست اما در ادامه می خوانیم که «خوابش گرفته روی کاناپه» یعنی یک اتفاق خیلی معمولی. در واقع ترانه سرا پتکی را بالای سر برده در مصرع اول که در ادامه فرود نیاورده.

بند چهارم

در مصرع اول اگر از اصطلاح تا لنگ ظهر خوابیدن استفاده میشد تأثیر گذاری بیشتری می داشت. و احتمالا به منظور ترانه سرا نزدیک تر بود
اما ایراد اساسی این بند قافیه ی اشتباه است
با حذف ه غیر ملفوظ می بینیم که لاین و صبحان قافیه نیستند
پس لاینه و صبحانه هم قافیه نیستند

بند پنجم

کسی که در دنیای مجازی غرق شده اتفاقا همیشه در دسترس هست بالاخص که تعبیر در دسترس بودن بیشتر در دنیای مجازی استفاده میشود. و اصطلاح خوبی برای نشان دادن دور ماندن از زندگی نیست.
با این که شاید نتوان ایراد فنی از قافیه این بند گرفت اما از نظر موسیقیایی قافیه ی ضعیفی محسوب میشود. این ایراد در اکثر بند ها وجود دارد و بهتر هست که ترانه سرای محترم اهمیت ویژه ای به آهنگ قافیه ها بدهد و بهتر از ظرفیت های آن استفاده کند

بند ششم

مجاز یعنی چیزی که ممنوع نشده باشد. در واقع کسی زندگی در دنیای واقعی را منع نکرده است که تنها زیستن در دنیای مجازی مجاز باشد.
در این بند معلوم نشده که انتقاد ترانه سرا متوجه چه کسی است ؟
کسی که تنها مجوز زندگی در دنیای مجازی را داده؟ که چنین شخصی وجود ندارد
یا خود کسی که غرق دنیای مجازی شده است
به نظر من تلاش ترانه سرا برای استفاده از جناس مجاز و مجازی در حد بازی با کلمات تنزل پیدا کرده است

بند پایانی

پایان بندی خوبی برای ترانه در نظر گرفته شده و بهترین بند ترانه از دید من همین بند پایانی است
با این حال بازهم اعتقاد دارم که دو فعل برگردیم و میدیم قافیه ضعیفی محسوب میشود

در پایان با کمال احترام برای ترانه سرای گرامی آرزوی موفقیت دارم و بی تردید این نقد را خالی از اشکال نمیدانم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • درود و سپاس از جناب سلیم ساسانی بزرگوار و تیم نقد.. برقرار باشید
  • سلام و عرض تشکر از جناب ساسانی گرامی بخاطر نقد عالیشون و ممنون از خانوم سپید بخاطر تکست ترانه شون امیدوارم دوستان این کارو بخونند وبهره ببرند
  • درود بر هر دو بزرگوار... نقد کاملی بود جناب سلیم ساسانی گرامی. ترانه های خانم سپید زیبا و پر احساسن. اما در مورد این ترانه، بنده هم با شما هم نظرم. مخصوصا در مورد قافیه ها... اما جدا از این نقد، معتقدم قلم قوی خانم سپید، توان خلق ترانه های به مراتب زیباتری رو داره. سپاس از شما...
مطالب پیشنهادی