چین

 

انگار همین دیروز بود با هم
توو خلوتِ این خونه عهد بستیم
یک عمر گذشت و ما مث دیروز
همبسترِ احساسِ هم هستیم

***
ما قد کشیدیم پا به پای هم
پای بلوغِ دیررس این عشق
خوشبختیا مارو نشون کردن
ازابتدا توو تیررسِ این عشق

***
احساسمون همپای هم تا خورد
رو پرده ی این زندگی هرروز
داره ترک میبنده رو دستات
اون عشقِ خام و نارس دیروز

***
قِل میخوره خوشبختی مون دائم
توو امتدادِ چینِ لبخندت
لحظه به لحظه ش رو با اسمِ من
زنجیر کردی به گلوبندت

***
سر خم میارم روبروی تو
هر روز به وقت شرعیِ چشمات
یک عمرو با هر بوسه می بارم
رو وسعتِ خشکیده ی دستات

***
روزا گذشت وعشقِ تو بازم
تا آخرِ این قصه همرامه
این سایه ی تو توی این سالاس
گردِ سفیدی که رو موهامه…

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

650
۱۶
۳