مسیر غلط

نمیدونم چجوری حرف دلو بهت بگم

شاید گفتنی نباشه بهتره دم نزنم

دلیل جداییمون بمونه بین خودمون

سر و وضعمو نبین که دارم از توو میشکنم

 

فکر نکن هر چی خوشی و شادیه مال منه

فکر نکن فقط تویی که این وسط تباه میشی

گاهی وقتا پا میذاری تو یه مسیر غلط

که خودت خبر نداری داری گمراه میشی

******

دیگه خستم دیگه سیرم یجورایی کم آوردم

یه پای زندگیمونه غرور و قهر و لجبازی

جدایی آخر قصه اس جدایی آخر راهه

تو که با من نمیمونی نمیتونی نمیسازی

******

نمیدونم که چرا از همه چی بدم میاد

به خدا خسته شدم از این حس تنفرم

خیلی وقته حسمو نسبت به تو گم کردم

نمیدونم که ازت خوشم میاد یا دلخورم

 

شایدم بهترین گزینه همین جداییه 

تو چشای من نگاه نکن همینه آخرش

توی این رابطه ما خیلی چیزا رو باختیم

همه چی دیگه تمومه خیلی سخته باورش

 

عرض سلام و خسته نباشید خدمت اساتید بزرگوار…

واقعیتش این نوشته بیشتر از اینکه یه ترانه با ایراد های مختلف باشه برای من یه دلنوشته هست که موضوعش برای خودم اتفاق افتاده…

بابت تمام کم و کاستی ها عذر خواهی میکنم…

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: