نقد آقای مجید شمس بر ترانه ی آقای میلاد باقری

دیکتاتورن چشمات دخترجان
زندونا از دیوونه پر میشه
هرکی که به حرفات دلبسته
با یه نگاه چپ ترور میشه

پیش نگات بمب اتم هیچه

ناامن کردی کل دنیارو
با ارتش نازی که تو داری
رو حرفتم حرفی نمیشه زد
تو همه جا حق وتو داری

تو چال گونت نفت پیدا شد

رحمت بیاد بانو به دولت ها
این دیپلماسی آبرو داره
اخمت نشون میده که فهمیده
جنگ جهانی پیش رو داره

چشمات تروریستن خطردارن

حق داری هرکاری کنی بانو
حق داری که آروم نمیمونی
وقتی که تو یک لحظه میتونی
اتریشو تو آتیش بسوزونی

اسمت میاد پاریس میلرزه…

۱۵

یه نکته کلی رو اشاره کنم در ابتدا
ترانه ی با اتفاق ، ترانه ی خوبی هست اما ترانه ای که تنها برای نشون دادن اتفاق . کشف نوشته میشه ، ترانه ایه که شکست میخوره.

بیت هایی با پردازش مکرر نسب به یک موضوع که معشوق هست، وارد کار شدن و در واقع ترانه دوستمون بزرگترین ضعفش، تصنعی بودن کار هست

دیکتاتورن چشمات دخترجان
چشمات تروریستن خطردارن

دو تعبیر متفاوت از چشمها
که مورد دوم ، ضعیف تر از مورد اوله

و مخاطب می پرسه
هم دیکتاتور و هم ترورسیت !

با یه نگاه چپ ترور میشه
پیش نگات بمب اتم هیچه

چهار باز تعبیر از چشم ها ! یعنی چرخش شاعر حول محور یک موضوع تکراری

دیکتاتورن چشمات دخترجان
زندونا از دیوونه پر میشه
هرکی که به حرفات دلبسته
با یه نگاه چپ ترور میشه

بند اول ترانه رو نگاه کنیم

چشمای معشوق رو دیکتاتور تصور کنیم ، خیلی خوب
حالا زندونا از دیوونه پر میشه
یعنی دیوانگان این معشوق دچار اسارتی بنام عشق هستن
هرکی که به حرفات دلبسته
به یه نگاه چپ ترور می شه!

دل بستگی به حرفهای معشوق ، یعنی حرفای زیبایی رو شنیدن و دل بستن ،و در ادامه ترور شدن توسط نگاه چپ
تناقضات و اسیر قافیه شدن ترانه سرا ، و از چپ به راست نوشتن رو شاهد هستیم .

اما نکته ی بعدی اینه که
نوع نگارش دوستمون هم اشتباهه

دلبسته / دل بسته

معانی متفاوت دارن و بهتر هست در نگارش بیشتر دقت کنن! و جدا نویسی رو رعایت کنن…

همچنین : ///هر کی که به /// در اجرا یا شعر خوانی ، ادای این واژه ها کنار هم زیبایی نداره و برعکس …

شاهد تک مصراع هایی بودیم توی کار اما رعایت قافیه بین این تک مصراع ها وجود نداره و این چیزی به ترانه اضافه نکرده …
……..
تصاویری این چنینی با اغراق زیاد ، در ترانه امروز چقدر موثر میتونن باشن :

پیش نگات بمب اتم هیچه

ایا کشف خاصی صورت گرفته که مولف ترجیح داده به عنوان تک مصراع ازش استفاده کنه ؟
یا :

تو چال گونت نفت پیدا شد !!

که از تصاویر ضعیف و بد این ترانه هست .
چال گونه معشوق رو به چاه نفت تشبیه کردن که دلپذیر نیس و در ضمن این مصراع هیچ ارتباطی با تمام ترانه نداره.
بند دوم کار
باز هم مولف درگیر قافیه هستن

بند سوم
رحمت بیاد بانو به دولت ها
این دیپلماسی آبرو داره!
اخمت نشون میده که فهمیده
جنگ جهانی پیش رو داره!

یک بند بی محتوا و ضعیف
رحمت بیاد بانو به دولت ها / خب ؟
این دیپلماسی آبرو داره/// رحمت بیاد به دولت ها چرا که این دیپلماسی آبرو داره
کدوم دیپلماسی ؟؟؟
مشخص نیس و پیش زمینه ای هم وجود نداره …

اخمت نشون میده که فهمیده
جنگ جهانی پیش رو داره !

اخم خودش نشانه ی خشم یا دلخور شدنه ، حالا این اخم خودش فهمیده که جنگ جهانی پیش رو داره
چه کسی جنگ جهانی پیش رو داره ؟ اخم ؟

می بینیم که مولف تنها و تنها برای بیان اتفاقاتی که از نظر خودش تکان دهنده و کشف هستن ، از خیر معانی میگذره و ارتباطات طولی رو از دست میده …

بند پایانی
اشاره به اتریش
و مصراع اخر
پاریس …
ارتباط با تروریست بودن چشمهای معشوق دارن … اما استفاده از تعابیری که تاریخ انقضا دارن
مثل اتریش و پاریس ، کمکی به یه ترانه ی عاشقانه نمیکنه…

در کل ما با ۴ بند و ۴ مصراع روبرو هستیم که همه بیشتر به چشم معشوق پرداختن و این پرداخت ها به گونه ای نیس که مخاطب لذت لازم رو ببره.
قلمشون میتونه خیلی بهتر باشه
کافیه سعی کنن به مرور سراغ فضاهای خاص برن و به پرداخت بیشتر اهمیت بدن
این ترانه میتونست ساده تر اما با دو تا اتفاق بهتر بشه ولی ترجیح دادن کار خاص با اتفاق زیاد داشته باشن که این تفکر از ترانه شون یه کار مصنوع ساخته…

موفق باشید

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام و تشکر بابت این نقد که از جناب شمس گرامی اینجا ثبت شد بسیار دقیق پرمحتوا و اصیل نقد کردن بسیار عالی و خوندن نقدهایی با این قدرت و از این دیدگاه میتواند راهنما و روشنگر دوستان در پرورش قلمشون باشه بنده در مورد فرمایشاتشون راجع به این اثر حد قریب به تمام میشه گفت موافق بودم با نکاتی که عنوان شد و جای سپاس هست هم از جناب شمس عزیز هم صاحب اثر که چنین نقدی ترتیب یافته وما و دوستان از آن بهره خواهند برد با آرزوی توفیق برای همه ی دوستان
مطالب پیشنهادی