سکوت….
این سکوت مرگ بارت
شک ندارم از رضا نیست
همیشه آخر ِعشقا
مث فیلم و قصه ها نیس...
راه دور و ، کارو بار و
چه بهونه های خوبی؟!
عزیزم فاصله بینِ
من و تو که اِنقدا نیست…
تو خوشی با یکی دیگه
یکی که شبیه من نیست
من ولی هر چی میگردم
شبیهت تو آدما نیست…
اون دلی که تو شکستی
خونه ی همون خدا بود
هی دخیل نبند و وا کن
خدا توی معبدا نیست…
من هواتو کردم امشب
مث هر شب و همیشه
مردم و خبر ندارم
عشق من باد هوا نیست...
همه میگن موندنم پات
خودکشی کردنِ محضه
توی قانون من اما
مردن از عشق اشتبا نیست…
????
برای واژه های دلشکسته
آغوش تو
پنجاه درجه