"فریاد"

دارم سر میرم از حس عجیبی
که چن وقته بهش معتاد هستم
تموم زندگیم غرق سکوته
چقد محتاج یه فریاد هستم

چقد خوبه که از عشقت بخونم
یه جوری که همه خیره بمونن
به حدی حسم این روزا قشنگه
که دوس دارم همه دنیا بدونن

می خوام حالم رو با دنیا شریک شم
از این آهسته رفتن ها کلافه م
الان چن ماهه که تو اوج سرما
لباس گرمی از رویا می بافم

چقد مدیون این عشق عمیقم
که زیباییت به چشمام هدیه کرده
دلت سنگه… دل من قرص از اینکه
به یه دیوار سنگی تکیه کرده

میخوام تقدیرمن دست تو باشه
جواب مثبتت عمر دوباره س
تو مهتاب قشنگ زندگیمی
تو شبهایی که خالی از ستاره س

می خوام حالم رو با دنیا شریک شم
از این آهسته رفتن ها کلافه م
الان چن ماهه که تو اوج سرما
لباس گرمی از رویا می بافم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: