تبعیدی

نه راه رفتنی دارم /نه می تونم که برگردم
نمی دونم چرا تنها /تو این بن بست سر کردم
ندیده چشمامو بستم/ چرا کابوس می بینم
چرا این راه روشن نیست /چرا فانوس نمی بینم

منو عاشق نکن امشب/که تبعیدم توی چشمات
نمی ترسم از این احساس/که محکومم توی دنیات
دارم می میرم از فریاد /صدایی هم شریکم نیست
منی که دل بهت بستم / چرا قلب تو محکم نیست

کسی هم بند زندونم / نمونده بعد از این رفتن
برای جرم آزادی / پر پروازمو نشکن
گناهم مرگ ِ احساسه / توی دستای تقدیرم
برای گفتن حرفام / ازت فاصله می گیرم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: