یبار دیگه برگشتم صدام کن

دارم گم میشم اینجا روی این خاک
تنم هر لحظه بی تو سرد میشه
تمام حرف هام مونده تو سینه
نگو این بنده داره ترد میشه
میدونم راهو کج رفتم میدونم
بزار سمت تو برگردم دوباره
نشستم روبروت دردم زیاده
ندارم جز تو یارب راه چاره
کجا امشب برم جایی ندارم
ندارم جز درخونت امیدی
یبار دیگه برگشتم صدام کن
گناه از من میدونم کم ندیدی
نشسته بغض سنگینی تو چشمام
دلم امشب پر از غصه و درده
میخوام امشب خودم دورت بگردم
بزار مردم بگن این دوره گرده
کریمی و عزیزی و رحیمی
یبار دیگه به دستام نگاه کن
ندارم جز تو امیدی میدونی
یبار دیگه دردم رو دوا کن
عجب شوری ، عجب حالی ، هوایی
زمین امشب داره قلبش میگیره
پای سجاده مولامون نشسته
خدا به حرمتش دستو میگیره

از این نویسنده بیشتر بخوانید: