دوستت دارم

حاشا نکردم هیچوقت دلبستگیمو
انکار کن میتونی از من دور باشی
اقرار کردم تو تمومه زندگیمی
اقرار کن میتونی با من جور باشی

لبریزم از احساسی که دستاتو میخواد
توی دلم جایی برای بی کسی نیس
اینقد تقدیرو قسم دادم که دیگه
شکی به اینکه تو به دستم میرسی نیس

اصلا مگه میشه تو سهم من نباشی؟
این بدترین شکل شکنجه میشه واسم
اینقد توو رویا بغل میگیرمت که
عطر حضورت پخش میشه از لباسم

وابستتم میدونی و هربار میگم
چیزی مث “دوستت دارم” توی نگاته
دیگه دلیلی واسه ی دوری نمونده
“دوستت دارم” های زیادی چشم براته

تعریفمو از زندگی تغییر دادی
تا آشنایی غربتو دنیامو بردی
یک فصل تازه توی تقویمم رسیده
به بوسه ی لبخند لبهامو سپردی

دنیایی که توو دستهای تو بسازم
روی گسل هم باشه آواری نداره
توو قلب رویام با تو هر جایی که باشم
این خواب خوش میلی به بیداری نداره

محمد قاسمی (شاهد)

از این نویسنده بیشتر بخوانید: