دور بمون از زنای بد

چه جوری حالیت کنم دل ندی به زنای بد
روحتو پاک کنی  از تن و دامنای بد

خیلی ساده دلتو واندی پیش هرکسی
خودتو گم نکنی وقتی به جایی می رسی

آدما تو چشم اون که دوس دارن کوچیک میشن
دور میشن از دل هرکسی بهش نزدیک میشن

تو که کشف اول و آخر من بودی تو عشق
چرا چشماتو می بندی به این آسونی رو عشق؟

کاش می شد وفا رو به شخصیتت اضافه کرد
تو رو هم مثل من از خیانتا کلافه کرد

نه میشه دل بکنم از خوبیای بی حدت
نه میشه چشما رو بست رو دروغای ممتدت

چیزی جز هوس برای عشقمون مانع نیس
زندگیم مال توئه ؛ باز دل تو قانع نیس؟

روحتو دور کن از تموم دامنای بد
عشق بی نظیر من؛ دور بمون از زنای بد .

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی سارا حبیبی

دلم گرفته است دلم گرفته است به ایوان می روم و انگشتانم را بر پوست کشیده ی شب می کشم چراغهای رابطه تاریکند چراغهای رابطه تاریکند کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد کسی مرا به مهمانی گنجشکها نخواهد برد پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی ست . sarahabibipoam@gmail.com