خیلی وقته..

خیلی وقته ک چشام ندیدنت
خیلی وقته ک ازت بی خبرم
کاش میدونستی ک مردم بعد تو
چه چیزایی نمیگن پشت سرم….

کاش میدونستی ک این روزا همش
توی کابوس ‌و خیالات بدم
به یه بن بستی رسیدم این روزا
که دیگه قید همه چی رو زدم…

اخه تو کم که نبودی واسه من
واسم از هر کی که میشناسی سری
منم هر کاری بتونم کردم
که بمونی که از این خونه نری‌.‌…

حالا چند ساله واسه دیدن تو
میرم اون جای قرارای قدیم
اون جا که قول داده بودیم تا ابد
جاشو به هیچ آدمی نشون ندیم‌..‌.

ولی افسوس اون همه قول و قرار
واست انگار یه دروغ ساده بود
اینو فهمیدم درست وقتی دلم
به تو یک دل که نه..صد دل داده بود….

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • ممنونم بانو ک وقت گذاشتید و نظر دادید بله حق به شماس..و سعی خودمم بر این که بهتر بشم و پرداخت بهتری داشته باشم.. ممنونم بانو
  • سلام کار زیبایی بود فقط بودن دو تا که در این مصرع (که بمونی که از این خونه نری‌.‌))())))))))))....... یه مقدار جالب نبود میشه اینجوری گفت تا بمونی که از این خونه نری البته می بخشید این نظر بنده است. سبز باشید به مهر.