بیزارم

از این احساس تنهایی
از این دلتنگی بیزارم
از این که هر شبو تا صبح
بدون وقفه بیدارم

از اینکه عاشقم هستی
از اینکه عاشقت هستم
از اینکه خوب میدونی
چقد از زندگی خستم

نه میتونم بگم باشه
بری از خاطرم میری
نه میتونم ببینم که
یه روز دستاشو میگیری

دارم میسوزم از حالی
که این روزا گرفتاریم
از این حسی که میدونم
یه ساله ما به هم داریم

برای داشتنت این بار
ببین که تا کجا میرم
من از فکر نبودِ تو
شبی صدبار میمیرم

برای دیدنت بازم
همه دنیارو میگردم
شاید روزی بشه بازم
به دنیای تو برگردم

علیرضا امیرحسینی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: