همون جای همیشگی

همون جای همیشگی نشستیم

من و کبریت و یه بسته سیگار

دارن له میشن به پات میسوزن

برات مهم نیست انگار نه انگار

بذار سیگارو له کنم رو دستم

بمونه از من اینجا یادگاری

که هر وقت ببینم یادم بیفته

دوسم نداشتی و دوسم نداری

عاقبته حال من پرسه و شب گردیه

اینکه منو ول کنی آخر نامردیه

یادت میاد حس ما عشق دو آتیشه بود

دل نده به حرفای یه مشت آدم حسود

همون جای همیشگی نشستیم

من و خاطره هامون و خیالت

هنوز منتظرم با چشمای خیس

با چشمایی که موندن به راهت

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام آقای نیما سکوت... اول از همه بابت این نقد مفصلی که کردین یه تشکر به شما بدهکارم... همین نقد هاست که باعث میشه آدم نقطه ضعف هاشو بدونه و قلمش قوی تر بشه... اول از همه اینکه این ترانه یکی از اولین ترانه های منه تازه کاره پس طبیعیه ایراداتی توش داشته باشم... همون جای همیشگی یه جاییه که لازم به توضیح نیست چون یه جاییه بین دو شخص رمزیه و دیگه لازم به توضیح نداره و عادی شده... مثله همون همیشگی تو کافی شاپی که هر روز یه نوع قهوه سرو میشه و لازم به توضیح نداره. درسته سیگارا و کبریتا زیر پا له میشن و اهمیتی برای طرف مقابل نداره. خب سیگارم میشه دیگه رو دست له کرد :) الان سیگارو له میکنه تا یادگاری باشه واسه آینده. اگه دقت کنید نوشتم هر وقت ببینم اگه مینوشتم که هر وقت میبینم به نظرم نقد شما وارد بود. اون قسمتی هم که کلا فرق میکرد هم ترجیع بند یا اصطلاحا کورس ترانه بود... خب اصولا انسان در خارج از منزل پرسه میزنه حالا پرسه زدن که مکان خاصی نداره از اسمش معلومه... در قسمت آخر قبول دارم زیاد هم قافیه نیستن ولی یجوری هم نیستن که کلا شبیه نباشن خب خیلی از ترانه های آهنگ ها حتی همچین شباهتیم ندارن اگه خواستین من مثال هم میارم...درباره ی قسمت آخر اینکه خب خاطره ها یادش میاد که چشماش خیس میشه. و چشماش به راه موندن در آخر ترانه یعنی امید به برگشتن طرف مقابل داره واسه همین در قسمت آخر قرار گرفته... اینم دفاع من از ترانه ام بود... بازم خیلی ممنون از نقدتون... موفق باشید... یا علی