«تحمل کن»

تو که همپای هرسختی باهامی
تحمل کن که این روزا تموم شه
مدارا کن دیگه چیزی نمونده
نذار رنجایی که بردی حروم شه
…………………………..
تحمل کن که نزدیکه رسیدن
منم مثل خودت داغون و خستم
نذار بیشتر ازین شرمنده باشم
درسته حرمت عشقو شکستم
…………………………..
«امروز اگه نمی تونم نمیشه
رو قول فردای دلم حساب کن
ازآدمای پرگلایه ای که
 تو گوش تو میخونن اجتناب کن»
…………………………..
بهت قول میدم امشب موندنی نیس
نیفت از پا که فردامون قشنگه
اگه آروم میشی باز گریه سرکن
که گریه زیر این بارون قشنگه
…………………………..
دیگه حرفی نزن از دل بریدن
جدایی مرهم دردت نمیشه
دلت وقتی که گرم عشق باشه
تو برف و بارونم سردت نمیشه
…………………………..
«امروز اگه نمی تونم نمیشه
رو قول فردای دلم حساب کن
ازآدمای پرگلایه ای که
 تو گوش تو میخونن اجتناب کن»

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • دیدگاه 2 : با توجه به این نکته که سابقه فعالیتتون در آکادمی زیاده و کارهای خوبی ازتون خوندم کمی توقع از شما بالاتره نسبت به این کار.نکته کلی درباره کار عدم وجود تصویری متفاوت و خاص که بتونه ترانه رو حتی به خود سرایندش هم نسبت بده...حتی سهل انگاری زبانی و ایراد وزنی هم مشاهده میشه که از یاسر بهبهانی این انتظار نمیره... بند اول:فحوای شروع ترانه خوبه ولی پرداخت و زبان نه زیاد.مصرع دو و سه بدون تصویر خاص محتوای نزدیکی و دنبال کردن و "رنجایی که بردی"با زبان ترانه خیلی جور نیست. بند دوم: دقیقا همون فحوا بدون تصویر خاص در بند اول این بند تکرار میشه.مصرع سوم جابجایی ارکان"نزار بیشتر از این...".بعد مصرع چهارم هیچ پیش زمینه ای به درست بودن شکستن حرمت عشق در هفت مصرع قبل نداره. ترجیع: تغییر وزن در فضای ملودیک نکته مثبته ترانه است.ترکیب "آدمای پر گلایه" زیاد دلنشین نیست. "ب" در حساب از وزن میوفته و با خوانش قابل رفعه."ن" در میخونن و "ب" در اجتناب از وزن میوفته... اجتناب شاید قافیه کم کاربردی باشه و از این لحاظ مثبت اما تو این بند نتونسته ضربه مثبت قافیه خاص رو ایجاد کنه. بند ۴:دقیقا بیت اول تکرار فحوای بند یک و دو "تحمل و نزدیکی به اتمام غصه" ...واژه "سر کن " بسیار زیاد از لحاظ زبانی از ترانه فعلی و بیشتر حتی از قلم توانای یاسر بهبهانی دوره."این" قطعا حشوه و نه تاکییده و نه مجزا کننده... بند پنجم:اصلا تا الان همش راوی حرف زده بوده...دیگه حرفی نزن اصلا پرداخت نشده در بیتای قبل و جابجایی ارکان بسیار تو ذوق میزنه. شاید تنها بیت زیبا ساده و سلامت کار بیت اخر این بند باشه... در مجموع از یاسر بهبهانی با تصویرسازیای خاصش انتظار به مراتب بالاتره و امیدوارم در ترانه های بعدی قدرت بیت آخرت و حتی قویتر در سراسر کار خودنمایی کنه.
  • درود و خسته نباشید. برای این اثر در تیم نقد آکادمی ترانه دو دیدگاه در نظر گرفته شده : دیدگاه 1 : نقد ترانه 5 تو که همپای هرسختی باهامی تحمل کن که این روزا تموم شه مدارا کن دیگه چیزی نمونده نذار رنجایی که بردی حروم شه آغاز خوب...و یه معرفی خوب برای کار تحمل کن که نزدیکه رسیدن منم مثل خودت داغون و خستم نذار بیشتر ازین شرمنده باشم درسته حرمت عشقو شکستم مصراع آخر این بند ذهنیت جدیدی از کار به مخاطب میده و دیگه ادامه پیدا نمیکنه...یا بهتره بگیم نقض میشه...تو ترجیع با کلمات نمیتونم و نمیشه مواجهیم...کلماتی که یه جبر و تقدیر گرایی تقریبا توشون نهفته ست...اما شکستن حرمت عشق از یک خطا ناشی میشه نه قصور و کوتاهی که از جبره! «امروز اگه نمی تونم نمیشه رو قول فردای دلم حساب کن ازآدمای پرگلایه ای که تو گوش تو میخونن اجتناب کن» اگر قدری سختگیرانه ترربه کار نکاه کنیم ضمیر تو توی مصراع آخر خوش ننشسته...بیشتر میگیم تو گوشت میخونن.احساس میشه وزن مولف رو مجبور کرده اینجا و ممکنه مخاطب از این اتفاق خیلی خشنود نشه بهت قول میدم امشب موندنی نیس نیفت از پا که فردامون قشنگه اگه آروم میشی باز گریه سرکن که گریه زیر این بارون قشنگه بهتره به جای امشب از این شب استفاده بشه... دیگه حرفی نزن از دل بریدن جدایی مرهم دردت نمیشه دلت وقتی که گرم عشق باشه تو برف و بارونم سردت نمیشه پایان زیبا و به موقعی بود
    • سلام و درود و سپاس بابت نقد ریزبینانه و کاملتون. فقط به نظرم گریه سرکن ایرادی نداره همونطور که ایرج جنتی عطایی تو این بند به زیبایی بکار برده: بذار سر روی شونم گریه سر کن ازون شب گریه های تلخ هق هق بذار باور کنم یه تکیه گاهم برای غربت یه مرد عاشق بازم از دقت نظرتون ممنونم.
  • سلام آقای بهبهانی عالی بود به دلم نشست واقعا خسته نباشین
  • سلام دوست عزیز کار زیبایی بود پایدار باشید.
  • واقعا زیبا بود... که گریه زیر این بارون قشنگه...
  • سلام مثل همیشه خوب و عالی لایک
  • درود یاسر عزیز ترانه هات که از لحاظ ساختاری عالین ولی ترانه هات خیلی ساده شدن حرف خاصی تو ترانه هات نیست قافیه هات بعضی جاها خیلی دم دستی شده تو بند ترجیع بندت گفتی امروز آگه نمی تونم بعد تو بند بعدی گفتی امشب تناقض داشت به نظرم یه پیشنهاد هم داشتم تو مصرع آخر ترجیع بندت به جای تو گوش تو میخونن بگی زیر گوشت میخونن بهتر چون در حالت عامیانه هم میگیم زیر گوشت میخونن در کل از یاسر قدیمی با اون تصاویر زیبا خبری نیست ببخشید جسارت کردم یاسر جان موفق باشی
    • درود نیما جان. ممنون از نظرت. در مورد مضمون ترانه دقیقن حرفایی بود که تو شرایط سخت اقتصادی به خانمم میگفتم و اغراق شاعرانه ای توش نبود بلکه یه ترانه ی مستند به واقعیات زندگی خودم بود.در مورد سادگی ترانه که معتقدم ترانه باید ساده و بایه بار خوندن قابل فهم برای همه باشه.ترانه های شاعرانه هم داریم که بیشتر بعنوان شعرمحاوره شناخته میشن تا ترانه.در مورد بکر بودن قافیه ها هم توصیه میشه اجرایی بودن کار فدای قافیه های کم استفاده شده نشه.درواقع قافیه باید در خدمت مفهوم باشه نه بالعکس. از پیشنهادهایی که دادی واقعن ممنونم و لطف کردی کار رو با دقت مطالعه کردی.موفق باشید
  • سلام آقای بهبهانی ترانتونوخوندم مثل همیشه زیبا بود در ضمن از این بند هم واقعا خوشم اومد تو که همپای هرسختی باهامی تحمل کن که این روزا تموم شه مدارا کن دیگه چیزی نمونده نذار رنجایی که بردی حروم شه امیدوارم که همیشه شاد باشین و سلامت
  • سلام سال نو مبارک ترانه زیبایی بود . امیدوارم سال پر ترانه ای داشته باشین