"چشم و چراغ خونه"

میفرستمت مدرسه
تا مثل من نباشی
فردای روزگارت
از فقر من جداشی

لبخند خوشگل تو
مرهم شه روی دردم
با افتخار من هم
باور کنم یه مردم

مردی که کم نیاورد
تو تلخی زمونه
سوخت و نذاش بسوزه
چشم و چراغ خونه

توو چای تلخ عمرم
تو قندی و نباتی
برای زنده بودن
بهونه ی باباتی

نمی دونم که فردا
کجای زندگیتم
عروسک قشنگم
عاشق سادگیتم

قربون رقص و خنده ت
دستای پینه بسته م
با تو دلم جوونه
بی تو یه پیر خسته م

از این نویسنده بیشتر بخوانید: